تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٥
پيش از آنكه صاحب اين امر بر پا شود، به منزله كسى است كه در لشكر آن حضرت نشسته باشد. نه، بلكه به منزله كسى است كه در زير عَلم او نشسته باشد».
راوى مىگويد: و فرمود كه: «بعضى از اصحاب آن حضرت به منزله كسانيند كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله شهيد شدهاند».
٩٥٦/ ٣. على بن محمد روايت كرده و آن را مرفوع ساخته، از على بن ابى حمزه، از ابو بصير كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: فداى تو گردم، در چه زمان غم و اندوه برطرف مىشود؟ فرمود كه: «اى ابوبصير، تو نيز از جمله آنهايى كه دنيا را مىخواهند.
هر كه اين امر را شناخت، خدا غم و اندوه را از او برده، به جهت چشمداشتى كه دارد».
٩٥٧/ ٤. على بن ابراهيم، از صالح بن سِندى، از جعفر بن بشير، از اسماعيل بن محمد خزاعى روايت كرده است كه گفت: ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كرد، و من مىشنيدم، گفت: مرا چنان مىبينى كه قائم را دريابم؟
فرمود كه: «اى ابوبصير، آيا چنان نيستى كه امام خود را بشناسى؟» عرض كرد: بلى، به خدا سوگند، كه امام خود را مىشناسم و آن تويى، و دست حضرت را گرفت. حضرت فرمود: «به خدا سوگند اى ابوبصير، كه باكى نيست بر تو كه شمشير خويش را حمايل نكرده باشى در سايه رواق حضرت قائم- صلوات اللَّه و سلامه عليه-»[١].
٩٥٨/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد، از على بن نُعمان، از محمد بن مروان، از فُضيل بن يسار كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه بميرد و او را امامى نباشد، مردنش به روش مردن جاهليت است. و هر كه بميرد و به امام خويش عارف باشد، چيزى او را زيان نرساند؛ خواه اين امر پيش افتد و خواه به تأخير افتد. و هر كه بميرد و به امام خويش عارف باشد، مانند كسى است كه با حضرت قائم عليه السلام باشد، در خيمه آن حضرت».
٩٥٩/ ٦. حسين بن على علوى، از سهل بن جمهور، از عبدالعظيم بن عبداللَّه حسنى، از حسن بن حسين عُرَنى، از على بن هاشم، از پدرش، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چه زيان مىرساند كسى را كه بميرد، در حالى كه امر ما را انتظار برد؟ آنكه
[١]. و رواق به كسر را، سقف پيش خانه را گويند، و پردهاى كه در زير سقف خانه مىبندند، و خانهاى كه بريك ستون ساخته باشند.( مترجم)