تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٨١
رحمت فرستد بر آقاى ما محمد و آل او، و درود فرستد، درود فرستادنى به غايت».
١٠٣. باب در بيان امر فرمودن پيغمبر صلى الله عليه و آله به نصيحت و خيرخواهى از براى امامان و مسلمانان، و لزوم جماعت ايشان و بيان آنكه ايشان كيانند
١٠٥٨/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن عيسى، از احمد بن محمد بن ابى نصر، از ابان بن عثمان، از ابن ابى يعفور، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را خطبه كرد در مسجد خَيف و فرمود كه: خدا تازه روى گرداند و به ناز و نعمت بپروراند بندهاى را كه گفتار مرا بشنود و آن را ياد گيرد و نگاهدارى كند، و برساند به كسى آن را نشنيده باشد. پس بسا كسى هست كه فقه در بار دارد، و خود فقيه نيست، و بسا كسى است كه حامل فقه است و مىرساند به كسى كه از او فقيهتر است. سه چيز است كه با وجود آنها دل مرد مسلمان كينه به هم نمىرساند (يا خيانت در آن راه نمىيابد): عمل را براى خدا خالص گردانيدن، و خيرخواهى براى امامان مسلمانان كردن، و ملازم جماعت ايشان بودن؛ زيرا كه دعوت ايشان فرا مىگيرد كسانى را كه در عقب ايشانند. و مسلمانان برادرانند، كه خونهاى ايشان برابرى مىكند (و در باب قتل و قصاص همتاى يكديگرند و بر يكديگر زيادتى ندارند). و پستترين ايشان به زنهار ايشان سعى مىكند» (يعنى:
ضعيفترين ايشان در ظل حمايت ايشان مىرود و زندگانى مىكند. و مىتواند كه معنى اين باشد كه: پستترين ايشان زنهار مىدهد به بعضى از مشركان، و چون بعضى از ايشان را امان داد، ساير مسلمانان را نمىرسد كه امان او را بر هم زنند و عهد او را بشكنند، بلكه بر ايشان واجب است كه آن را ممضى دارند، و دور نيست كه اين معنى ظاهرتر باشد از معنى اول، و آن كه گمان كرده كه اين معنى به آن وفا نمىكند، سهو كرده).
و نيز حمّاد بن عثمان، از ابن ابى يعفور مثل اين را روايت كرده و در آن، اين را زياد نموده كه: «و ايشان يك دستاند بر كسى كه غير ايشان باشد» (يعنى: بايد كه مسلمانان مجتمع باشند بر دفع دشمنان خويش، و ايشان را نمىرسد كه يكديگر را واگذارند، و بايد كه يكديگر را بر اهل جميع ملّتها و دينها يارى كنند. و لهذا دستهاى ايشان را يك دست و كردار ايشان را يكى قرار داده). و در حديث خويش ذكر كرده كه آن حضرت در حجة الوداع در منى در مسجد حنيف خطبه خواند.