تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦٧
سخنان خود، و باطل را نيست و نابود سازد.
هاى، هاى، خوشا حال ايشان بر صبرى كه بر دين خويش دارند در حال صلح و متاركه ايشان با دشمنان، و زهى شوق و اشتياقى كه به ديدن ايشان دارم در حال ظهور دولت ايشان. و زود باشد كه خدا ما و ايشان را جمع كند در بهشتهاى با اقامت (كه هميشه در آن باشيم)، با هر كه شايسته باشد و به طاعت و ايمان از پدران ايشان، و زنان ايشان و فرزندان ايشان» (و اين، اقتباسى است كه حضرت از آيه سوره رعد فرموده)[١]. باب در بيان غيبت قائم
٨٠. باب در بيان غيبت قائم- صلوات اللَّه عليه-
٨٩١/ ١. محمدبن يحيى و حسن بن محمد هر دو، از جعفر بن محمد كوفى، از حسن بن محمد صيرفى، از صالح بن خالد، از يَمان تمّار روايت كردهاند كه گفت: در نزد حضرت صادق عليه السلام نشسته بوديم، پس به ما فرمود: «به درستى كه صاحب اين امر را غيبتى است طولانى، و كسى كه در آن غيبت به دين خود چنگ زند، چون كسى است كه برگ درخت خاردار را فرو ريزد». بعد از آن، فرمود كه: «همچنين به دست خويش» (اين مثلى است كه در مقام اشكال و سختى چيزى مىزنند).
بعد از آن فرمود كه: «پس كداميك از شما، خار درخت قتاد[٢] را به دست خويش نگاه مىدارد؟» پس مدّتى طولانى سر خويش را به زير انداخت، و بعد از آن سر برداشت و فرمود كه: «صاحب اين امر را غيبتى است طولانى، پس بايد كه بنده از خدا بپرهيزد و به دين خود چنگ در زند».
٨٩٢/ ٢. على بن محمد، از حسن بن عيسى بن محمد بن على بن جعفر، از پدرش، از جدّش، از على بن جعفر، از برادرش حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون پنجم از فرزند هفتم مفقود و ناپديد شود، پس از خدا بترسيد در باب دينهاى خويش، كه كسى شما را از آنها دور نگرداند. اى پسران من، به درستى كه صاحب اين امر را چاره نيست از غيبتى طولانى به مرتبهاى كه از اين امر بر گردد آنكه به آن قايل بوده و اعتقاد داشته. و جز اين نيست كه اين غيبت، امتحانى است از خداى عزّوجلّ كه خلق خويش را به آن امتحان نموده. اگر پدران شما و اجداد شما دينى را از اين دين دوستتر مىدانستند، هر آينه
[١]. رعد، ٢٣.
[٢]. درختى است خارناك كه خارش همانند سوزن است.