تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨١
از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «واى بر اراذل عرب! از امرى كه نزديك رسيده». عرض كردم كه فداى تو گردم، از عرب چه قدر با حضرت قائم خواهند بود؟ فرمود كه: «جماعتى اندك و بسيار كم» (كه نظر به مقتضاى لفظ نفر، كه از ده بيشتر نباشند). عرض كردم: به خدا سوگند، كه آنها كه به اين امر قائلاند از ايشان، بسياراند. فرمود كه: «مردم را چارهاى نيست از آنكه آزموده شوند، و از هم جدا گردند، و با غربال بيخته شوند، و خلق بسيارى در چشمه غربال بيرون روند».
٩٥٠/ ٣. محمد بن يحيى و حسين بن محمد، از جعفر بن محمد، از حسن بن محمد صيرفى، از جعفر بن محمد صيقل، از منصور روايت كردهاند كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه: اى منصور، به درستى كه اين امر نمىآيد شما را مگر بعد از نوميدى. و به خدا سوگند كه، نمىآيد شما را تا از هم جدا شويد. و به خدا سوگند كه، نمىآيد شما را تا آزموده شويد. و به خدا سوگند كه، نمىآيد شما را تا ظاهر شود بدبختى آن كه بدبخت باشد و ظاهر شود نيكبختى آن كه نيكبخت است».
٩٥١/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از مُعمّر بن خلّاد كه گفت: شنيدم از امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود: « «الم* أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»[١]، يعنى: منم آن خدا كه همه چيز را مىدانم، و چيزى بر من پوشيده و پنهان نيست. آيا مردمان پنداشتند كه وا گذاشته مىشوند به آنكه بگويند كه ايمان آورديم (يعنى:
مىپندارند كه به مجرد اين قول، دست از ايشان بر مىداريم) و حال آنكه ايشان آزموده نشوند و مبتلا نگردند». بعد از آن، به من فرمود كه: «فتنه چيست؟» عرض كردم كه: فداى تو گردم، آنچه در نزد ما است، آن است كه فتنه در دين، مراد است.[٢] پس حضرت فرمود كه:
«آزموده مىشوند؛ چنانچه طلا آزموده مىشود». بعد از آن فرمود كه: «صاف و خالص مىشوند؛ چنانچه طلا خالص مىشود».
٩٥٢/ ٥. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از سليمان بن صالح روايت كرده و آن را مرفوع ساخته، از امام محمد باقر عليه السلام و گفت كه: آن حضرت فرمود كه: «اين حديث شما، دلهاى مردان از آن درهم گرفته شود، و نفرت به هم رساند. پس هركه به آن اقرار كند،
[١]. عنكبوت، ١ و ٢.
[٢]. و فتنه، به كسر فاء و سكون تاء، آزمايش و در شر و بلا افكندن است.( مترجم)