تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧١
پس حضرت امام حسن عليه السلام را بيرون آورد، و او را در قبرستان بقيع دفن كرد».
٦٨. باب در بيان اشاره و نصّ بر حضرت على بن الحسين-/ صلوات اللَّه عليهما-/
٧٨٥/ ١. روايت كرده است محمد بن يحيى، از محمد بن حسين و احمد بن محمد، از محمد بن اسماعيل، از منصور بن يونس، از ابوالجارود، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود:
«چون حضرت حسين بن على عليهما السلام را هنگام شهادت رسيد، دختر بزرگ خود، فاطمه بنت الحسين عليه السلام را طلبيد و نامهاى پيچيده و وصيت نامه ظاهرى را به او تسليم فرمود، و حضرت على بن الحسين عليه السلام با ايشان بود و ناخوشى اسهال داشت، و مردم چنان اعتقاد داشتند كه آن حضرت از آن آزار، جان نخواهد برد. بعد از آن، فاطمه نامه را به على بن الحسين عليه السلام داد».
و حضرت به ابوالجارود فرمود كه: «اى زياد، به خدا سوگند كه آن نامه به ما منتقل شد».
ابوالجارود مىگويد كه: عرض كردم: خدا مرا فداى تو گرداند، در آن نامه چيست؟ فرمود كه:
«به خدا سوگند كه در آن است آنچه فرزندان آدم به آن محتاجاند؛ از آن زمان كه خدا آدم را آفريد تا آنكه دنيا تمام شود. به خدا سوگند، كه تمام حدود، در آن موجود است تا آنكه ديه خراش نيز در آن است».
٧٨٦/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از ابن سِنان، از ابوالجارود، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «چون هنگام شهادت حضرت امام حسين عليه السلام رسيد، وصيّت نامهاى ظاهرى را با نامه در هم پيچيدهاى به دختر خود فاطمه تسليم فرمود، و چون از امر امام حسين عليه السلام واقع شد آنچه شد، فاطمه آن را به حضرت على بن الحسين داد».
راوى مىگويد كه: به آن حضرت عرض كردم كه: خدا تو را رحمت كند، در آنچه بود؟
فرمود كه: «آنچه فرزندان آدم به آن محتاجاند؛ از آن وقتى كه دنيا به وجود شده تا هنگامى كه فانى شود».
٧٨٧/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن على بن حكم، از سيف بن عَميره، از ابوبكر حضرمى از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «چون حضرت حسين بن على عليه السلام اراده فرمود كه از مدينه به جانب عراق رود، كتابها و وصيّت نامه به امّ سلمه سپرد، و چون على بن الحسين از سفر مراجعت فرمود، امّ سلمه آنها را به حضرت