تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٠٧
شأن على عليه السلام فرو فرستاده، و آنچه را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در شأن امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرموده، و آنچه را كه خدا على عليه السلام را به آن مخصوص ساخته، و آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله در شأن او فرمود، از آنكه او را وصىّ خود گردانيد و او را نصب فرمود، و آنچه به ايشان مىرسيد، و اقرار كردن امام حسن و امام حسين به اين، و وصى كردن امير المؤمنين امام حسن را، و تسليم كردن امام حسين از براى او. و خداى عزّوجلّ مىفرمايد: «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ»[١]».
عرض كردم كه: مردم در ماده امام محمد باقر عليه السلام حرف مىزنند و مىگويند كه: چگونه منصب امامت در گذشته از فرزندان پدرش، كسى را كه براى او، مانند خويشى آن حضرت است، و كسى را كه سالش از او بيشتر است، و نرسيده به كسى كه از او كوچكتر است؟
(حاصل بحث آنكه: منصب امامت، يا به واسطه خويشى است، يا به حسب سن؛ خواه به بسيارى آن باشد و خواه به كمى. پس اگر به خويشى باشد، چرا به زيد بن على مثلًا نرسيد؟ و اگر به سن باشد و بزرگترى سبب باشد، چرا به زيد بن حسن و امثال او نرسيد؟ و اگر كوچكى مدخليت داشته باشد، كوچكتر از آن حضرت بسيار بودند از فرزندان آن حضرت.
پس تخصيص آن حضرت به امامت، از چه راه است؟)
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «صاحب امر، امامت شناخته مىشود به سه خصلت كه در غير او يافت نمىشود و اين خصلتها آن است كه: امام نزديكترين مردمان است به امامى كه پيش از او بوده و وصىّ او است (كه به او وصيت فرموده) و در نزد اوست سلاح رسول خدا صلى الله عليه و آله و وصيت آن حضرت و همه آنچه مذكور شد، در نزد من است، و كسى نمىتواند كه در آن، با من منازعه كند».
عرض كردم كه: آن علامات مذكوره به جهت ترس پادشاه پوشيده و پنهان است؟
فرمود كه: «پوشيده نمىباشد، مگر آنكه امام را حجتى است هويدا. به درستى كه پدرم به من سپرد آنچه در اين جاست (يعنى: آلات و اسباب امامت) و چون هنگام وفاتش رسيد، فرمود كه: چند شاهد براى من طلب كن. من چهار كس از قريش را براى آن حضرت طلب نمودم، و نافع مولاى عبداللَّه پسر عمر در ميان ايشان بود. پدرم فرمود كه: بنويس: اين، آن
[١]. احزاب، ٦.