تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٥
و زحمت در آن داخل شود، نجات يابد».
راوى مىگويد كه: پس من ساكت شدم. حضرت فرمود كه: «نمىخواهى كه حرفى را به تو بفهمانم كه از براى تو، از دنيا و آنچه در آن است، بهتر باشد؟» عرض كردم: بلى، مىخواهم، فداى تو گردم. فرمود: «قول خدا «فَكُّ رَقَبَةٍ»[١]» بعد از آن فرمود كه: «همه مردمان، بندگان و ملازم آتشند، غير از تو و اصحاب تو؛ زيرا كه خدا گردنها و تنهاى شما را از قيد آتش آزاد و خلاص فرموده، به دوستى ما اهل بيت».
١١٧٦/ ٨٩. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از سماعه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي»، كه آن حضرت فرمود: «يعنى: به ولايت امير المؤمنين عليه السلام»، «أُوفِ بِعَهْدِكُمْ»[٢]، «يعنى: تا وفا كنم براى شما به بهشت». و بنابر اين، ترجمه اين مىشود كه: «وفا كنيد به عهدى كه من با شما بستهام، در شأن امير المؤمنين عليه السلام و تصديق كنيد به ولايت آن حضرت تا وفا كنم به عهد شما كه شما را داخل بهشت گردانم».
١١٧٧/ ٩٠. محمد بن يحيى، از سَلمة بن خطّاب، از حسن بن عبدالرحمان، از على بن ابى حمزه، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ:
«وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا»[٣]، كه آن حضرت فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله قريش را به سوى ولايت ما دعوت فرمود، پس ايشان رميدند و دورى گزيدند و انكار كردند و آنان كه كافر بودند از قريش به مؤمنان، يعنى:
آنان كه براى امير المؤمنين عليه السلام و براى ما اهل بيت اقرار كرده بودند، گفتند كه: كدام يك از اين دو گروه، بهترند از روى مكان و مسكن و نيكوترند از روى محفل و مجلس به جهت سرزنش كردن ايشان؟ پس خدا به جهت ردّ بر ايشان فرمود: «كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ»[٤]، يعنى: از امتهاى پيشينيان؛ «هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْياً»[٥]».
عرض كردم كه: چه مراد است از قول آن جناب: «مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا»؟ فرمود كه: «همه ايشان در ضلالت و گمراهى بودند، و به ولايت امير المؤمنين عليه السلام و به ولايت ما ايمان نمىآوردند، و به اين سبب، گمراهان و گمراه كنندگان بودند، و لهذا خدا
[١]. بلد، ١٣.
[٢]. بقره، ٤٠.
[٣]. مريم، ٧٣.
[٤]. انعام، ٦.
[٥]. مريم، ٧٤.