تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٠١
على بن ابىطالب سزاوارتر است به مؤمنان از خود ايشان، و چون آن حضرت عليه السلام شهيد شود، حسن بن على سزاوارتر است به مؤمنان از خود ايشان و بعد از حسن پسرم حسين سزاوارتر است به مؤمنان از خود ايشان، و چون آن حضرت عليه السلام شهيد شود پسرش على بن الحسين سزاوارتر است به مؤمنان از خود ايشان، و زود باشد كه تو او را دريابى اى على، پس پسرش محمد بن على سزاوارتر است به مؤمنان از خود ايشان، و زود باشد كه تو او را دريابى اى حسين، بعد از آن پيغمبر دوازده امام را تمام گردانيد كه هفت امام ديگر را ذكر فرمود و نه امام از ايشان از فرزندان حسيناند». عبداللَّه بن جعفر مىگويد كه: از امام حسن و امام حسين و عبداللَّه بن عبّاس و عمر بن امّ سلمه و اسامة بن زيد شهادت خواستم و همه در نزد معاويه براى من شهادت دادند و سليم بن قيس گفت كه: اين حديث را از سلمان و ابوذر و مقداد شنيدم و ذكر كردند كه ايشان اين را از رسول خدا شنيدهاند.
١٣٩٢/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از عبداللَّه بن قاسم، از حنّان بن سدير سرّاج[١]، از داود بن سليمان كناسى[٢]، از ابوطفيل كه گفت: جنازه ابوبكر را ديدم در آن روزى كه مُرد و حاضر بودم و عمر را مشاهده كردم در هنگامى كه با او بيعت مىشد و على عليه السلام در گوشهاى نشسته بود كه پسر يهودى نيكوى زيبايى آمد و جامههاى نيكو پوشيده بود و آن يهودى از فرزندان هارون بود و آمد تا بر بالاى سر عمر ايستاد و گفت: يا امير المؤمنين، تويى داناترين امّت به كتاب ايشان و سنّت پيغمبر ايشان؟ ابوطفيل مىگويد كه: عمر سر خويش را به زير انداخت. يهودى گفت: تو را قصد مىكنم و با تو دارم و اين سخن را بر او اعاده نمود. عمر گفت: براى چه اين سؤال مىكنى؟
گفت: براى اينكه من به نزد تو آمدهام، در حالتى كه طالب دينم از براى خويش و در دينى كه دارم، شكّ به هم رسانيدهام. عمر گفت كه: اين جوان در نزد تو است، گريبان او را بگير.
يهودى گفت كه: اين جوان كيست؟ گفت كه: اينك على بن ابىطالب است، پسر عموى رسول خدا و اينك پدر حسن و حسين پسران رسول خداست و اينك شوهر فاطمه عليها السلام دختر رسول خداست. پس يهودى رو به على بن ابىطالب آورد و گفت: آيا تو چنينى كه او مىگويد؟ فرمود: آرى، يهودى گفت كه: من اراده دارم كه تو را سؤال كنم از سه مسأله و سه
[١]. در نسخه موجود، حيّان سراج است.
[٢]. در نسخه موجود، كسائى است.