تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧
تفسير آيه از اهل بيت عليهم السلام مروى است كه چون از حجّة الوداع فارغ شوى، و اداى تبليغ رسالت كنى، على عليه السلام را نصب كن براى امامت و وصايت و خلافت خود و رغبت به جانب او احداث كن، و از اين سراى فانى خود را به دار الخلود رسان، و به فراغت تمام در دارالسّلام قرار گير).
و حضرت فرمود: «پس پيغمبر، فضل وصىّ خود را به ايشان اعلام فرمود، در آشكار و سه مرتبه فرمود كه: هر كه من مولاى او بودم، پس على مولاى اوست. بار خدايا، دوست دار هر كه او را دوست دارد و دشمن دار هر كه او را دشمن دارد. و نيز در روز فتح خيبر فرمود كه: هر آينه خواهم فرستاد مردى را كه خدا و رسول او را دوست دارد، و خدا و رسولش او را دوست دارند، و به غايت گريزان نباشد، در حالتى كه پيغمبر كنايه مىگفت به آنكه برگشته و از جنگ گريخته بود و اصحاب خويش را بىدل مىگردانيد و ايشان او را بىدل مىگردانيدند (كه يكديگر را مىترسانيدند از دشمن، يا نسبت بىدلى به هم مىدادند، و مراد ابوبكر و عمرند كه از جنگ خيبر گريختند) و آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود كه: على عليه السلام، آقا و بزرگ مؤمنان است.
و فرمود كه: على عليه السلام، ستون دين است (و بنابر بعضى از نسَخ، ستون ايمان است).
و فرمود كه: اينك همان است كه مردمان را به شمشير مىزند بر حقّ بعد از من.
و فرمود كه: حق، با على است؛ در هر جا كه ميل كند.
و فرمود كه: من دو امر را در ميان شما وا مىگذارم كه اگر آنها را بگيريد، هرگز گمراه نشويد، و آنها: كتاب خداى عزّوجلّ است و اهل بيت من (كه عترت مناند). اى گروه مردمان، بشنويد و من تبليغ رسالت نمودم، كه زود باشد كه شما در كنار حوض كوثر بر من وارد شويد. پس شما را سؤال خواهم كرد از آنچه شما در حقّ دو چيز بزرگ كردهايد، و آن دو چيز بزرگ: كتاب خداست جلّ ذكره و اهل بيت من. پس بر ايشان پيشى مگيريد كه هلاك مىشويد، و ايشان را تعليم مدهيد؛ زيرا كه ايشان از شما داناترند.
پس حجّت لازم شد به فرموده پيغمبر صلى الله عليه و آله و به كتاب خدا كه مردمان آن را مىخوانند، و پيغمبر صلى الله عليه و آله، هميشه فضل اهل بيت خود را بر امّت القا مىفرمود به كلام معجز نظام، و براى ايشان به قرآن بيان مىنمود كه: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»[١].
[١]. احزاب، ٣٣.