تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩٣
از ابان بن عثمان، از صبّاح بن سَيابه، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر مؤمن يا مسلمانى كه بميرد و قرضى را واگذارد كه در معصيت خدا و اسراف نباشد (كه به جهت يكى از اين دو به هم رسيده باشد)، بر امام واجب است كه آن را ادا كند. پس، اگر آن را ادا نكند، گناه آن بر او خواهد بود؛ زيرا كه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ»» (تا آخر آيه، كه در سوره توبه مذكور است، و آنچه از تتمه آيه ذكر نشده، اين است كه: «وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»[١]، يعنى: «جز اين نيست كه صدقات، يعنى: زكات مفروضه، از براى درويشان است و بيچارگان و جمعى كه كار كنندگانند بر آن (و در تحصيل و جمع آن سعى مىكنند) و طائفهاى كه الفت داده شده است دلهاى ايشان، و ديگر زكات از براى صرف كردن است در گشادن گردنهاى بندگان از قيد بندگى، و در ادا نمودن قرض قرضداران (يا از براى قرضداران) و صرف كردن در راه خدا (از جهاد و غير آن از وجوه برود) و رهگذرى كه از مال خود دور مانده باشد» (و چيزى نداشته باشد كه با آن به شهر خود برگردد. اگر چه در وطن خويش غنى باشد، يا از براى ابن سبيل. و حاصل آنكه: زكات فرض شده براى اين جماعت، فرض شدنى ثابت از جانب خدا و خدا داناست به مستحقان و حكم كننده به قسمت بر وجهى كه شايد و بايد).
و حضرت فرمود كه: «آنكه مُرده و قرض دارد، از جمله قرضدارانى است كه در آيه مذكور است، و يك قسم از اقسام هشتگانه مستحقان زكات است، و او را بهرهاى است در نزد امام، پس اگر امام آن را حبس كند و ندهد، گناهش بر اوست».
١٠٧٠/ ٨. و على ابراهيم، از صالح بن سِندى، از جعفر بن بشير، از حَنان، از پدرش، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: امامت، صلاحيت ندارد، مگر از براى مردى كه سه خصلت در او باشد: پارسايى كه او را از معصيتهاى خدا منع كند، و بردبارى كه به آن، بر خشم خود غالب شود (و عنان اختيار از دست او نرود)، و نيكى ولايت و حكومت بر كسى كه امام بر او والى مىشود، تا آنكه براى ايشان چون پدر و مهربان باشد».
[١]. توبه، ٦٠.