تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٣
علي و جرّ ياى آن، چنانچه ظاهر اين است، يا به تنوين هر دو و رفع علي چنانچه بعضى به اين طريق خواندهاند). و ترجمه آن اين است كه خدا فرمود كه: «اينك معنى اخلاص در ايمان، راه و روش على عليه السلام است كه راست است» (و كجى در آن نيست و صاحب خود را زود به منزل مىرساند. و بنا بر قرائت متداوله، كه تنوين صراط و فتح لام عَلىَّ و ياى آن باشد، معنى اين مىشود كه: اينك راهى است راست كه رعايت آن بر من است).
١١٥١/ ٦٤. احمد، از عبدالعظيم، از محمد بن فضيل، از ابو حمزه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «جبرئيل عليه السلام اين آيه را همچنين فرود آورد كه: «فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ» بولاية علي «إِلَّا كُفُوراً»[١]، يعنى: پس سرباز زدند بيشتر مردمان [به ولايت على] و نخواستند، مگر ناسپاسى كردن را كه آن انكار حق است». و فرمود كه: «جبرئيل اين آيه را همچنين فرود آورد كه: «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ» فى ولاية على «فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ» آل محمد «ناراً»[٢]، يعنى: و بگو كه: قول درست و سخن راست از جانب پروردگار شماست [در باب ولايت على عليه السلام]. پس هر كه خواهد گرويدن به وى، پس بايد كه بگرود، و هر كه خواهد نگرويدن را، پس بايد كه نگرود (اين امر بر سبيل تهديد است). به درستى كه ما آماده كردهايم از براى ستمكاران [بر آل محمد]، آتشى» (را كه سرا پرده آن، دور ايشان را گرفته است).
١١٥٢/ ٦٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از محمد بن اسماعيل، از محمد بن فُضيل، از امام موسى كاظم عليه السلام در قول خداى تعالى: «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»[٣]، كه آن حضرت فرمود كه: «ايشان اوصياى پيغمبرند». و ترجمه آيه اين است كه: «و ديگر وحى شده به سوى من، يا و به جهت آنكه مسجدها براى خدا و خاصّ اوست، پس مخوانيد در آنها با خدا يكى را» (يعنى: غير او را در آنها پرستش مكنيد).
١١٥٣/ ٦٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابن محبوب، از احول، از سلّام بن مستنير، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در قول خدا: «قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي»[٤]، كه فرمود: «مراد از آن، رسول خدا صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين و اوصياى بعد از ايشانند عليهم السلام».
[١]. اسرا، ٨٩.
[٢]. جن، ١٨.
[٣]. جن، ١٨.
[٤]. يوسف، ١٠٨.