تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٥٥
٨٢. باب در بيان حرمت وقت قرار دادن و معين كردن ظهور قائم- صلوات اللَّه و سلامه عليه- ٢٧٥
٨٣. باب در بيان تحميص و امتحان ٢٧٩
٨٤. باب در بيان اينكه هركس امام خود را بشناسد، تقدم اين امر (يعنى: ظهور صاحب الامر) و تأخّر آن، او را زيانى نرساند ٢٨٣
٨٥. باب در بيان كسى كه ادّعاى امامت مىكند، و اهليت آن را ندارد، و كسى كه همه امامان، يا بعضى از ايشان را انكار كند، و كسى كه امامت را اثبات كند از براى آنكه اهليت آن را ندارد ٢٨٧
٨٦. باب در بيان حال كسى كه خداى عزّوجلّ را عبادت كند بىامامى كه از جانب خداى جلّ جلاله باشد ٢٩٥
٨٧. باب در بيان حال كسى كه بميرد، و او را امامى از ائمه هدى عليهم السلام نباشد. و اين باب تتمه باب اول است ٢٩٩
٨٨. باب در بيان حال كسى كه حق را شناخته باشد از اهل بيت و فرزندان پيغمبر و كسى كه انكار كند از ايشان ٣٠١
٨٩. باب در بيان آنچه بر مردم واجب است در نزد وفات امام عليه السلام ٣٠٣
٩٠. باب در بيان آنكه امام در چه زمان مىداند كه امر امامت به سوى او منتقل گرديده ٣١١
٩١. باب در بيان حالتهاى ائمه عليهم السلام در سال ٣١٧
٩٢. باب در بيان اينكه امام را غسل نمىدهد مگر امامى از ائمه هدى عليهم السلام ٣٢٥
٩٣. باب در بيان مواليد ائمه عليهم السلام ٣٢٧
٩٤. باب در بيان كيفيت آفريدن بدنهاى ائمه عليهم السلام و ارواح و دلهاى ايشان ٣٣٩
٩٥. باب در بيان تسليم و گردن گذاشتن و فضيلت آنها كه در مقام تسليماند ٣٤٥
٩٦. باب در بيان اينكه آنچه واجب است بر مردم، بعد از آنكه افعال و اعمال حجّ خود را به جا آورند، آن است كه به خدمت امام آيند و او را از مسائل دين خويش سؤال كنند، و ولايت و دوستى خويش را به ايشان يا به هر يك از ائمه اعلام كنند ٣٥١
٩٧. باب در بيان اينكه فرشتگان داخل خانههاى ائمه مىشوند و پا بر روى فرشهاى ايشان مىگذارند و خبرها براى ايشان مىآورند عليهم السلام ٣٥٣
٩٨. باب در بيان اينكه جنيان به خدمت ائمه عليهم السلام مىآيند و ايشان را از معالم دين خويش، سؤال مىكنند و متوجه كارهاى ايشان مىشوند ٣٥٧
٩٩. باب در بيان اينكه ائمه عليهم السلام چون امر ايشان ظاهر شود، به حكم آل داود حكم مىكنند و شاهد طلب نمىكنند علهيم الرحمة و الرضوان ٣٦٥
١٠٠. باب در بيان اينكه منبع و آبشخوار علم، از خانه آل محمد عليهم السلام است ٣٦٩
١٠١. باب در بيان اينكه چيزى از حق در دست مردمان نيست، مگر آنچه از نزد ائمه عليهم السلام بيرون آمده و بروز كرده باشد و بيان اينكه چيزى كه از نزد ايشان بيرون نيامده باطل است ٣٦٩
١٠٢. باب در بيان آنچه وارد شده كه حديث ايشان دشوار و در غايت دشوارى است (يا مردم آن را دشوار مىشمارند) ٣٧٥
١٠٣. باب در بيان امر فرمودن پيغمبر صلى الله عليه و آله به نصيحت و خيرخواهى از براى امامان و مسلمانان، و لزوم جماعت ايشان و بيان آنكه ايشان كيانند ٣٨١
١٠٤. باب در بيان آنچه واجب است از حقّ امام بر رعيّت و حقّ رعيّت بر امام عليه السلام ٣٨٧
١٠٥. باب در بيان اينكه همه زمين مال امام عليه السلام است ٣٩٥
١٠٦. باب در بيان طريقه و روش امام در نَفس خويش در خوردنى و پوشيدنى، چون متوجه امر امامت شود ٤٠٣
١٠٧. باب نوادر ٤٠٧