تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٩٣
هفت سال و چند ماه بود. و عبيداللَّه پسر زياد- كه خدا او را لعنت كند- آن حضرت را كشت در زمان پادشاهى يزيد پسر معاويه- كه خدا او را لعنت كند- در حالى كه ابن زياد حاكم كوفه بود و عمر پسر سعد- كه خدا او را لعنت كند- سردار لشكرى بود كه با آن حضرت جنگ كردند و او را شهيد كردند در كربلاى معلّى در روز دوشنبه در وقتى كه ده شب از ماه محرّم گذشته بود و مادرش فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله است.
١٢٦٠/ ١. سعد و احمد بن محمد هر دو روايت كردهاند، از ابراهيم بن مهزيار، از برادرش على بن مهزيار، از حسين بن سعيد، از محمد بن سنان، از ابن مسكان، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «روح مطهرّ حضرت حسين بن على عليهما السلام قبض شد، در روز دهم ماه محرّم و آن حضرت پنجاه و هفت ساله بود».
١٢٦١/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از على بن حَكَم، از عبدالرحمان عرزمى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «ميان امام حسن و امام حسين عليهما السلام به قدر زمان يك طُهر (كه عبارت از ده روز است) فاصله بود (و مراد آن است كه بعد از آنكه ده روز از تولّد حضرت امام حسن عليه السلام گذشت، نطفه حضرت امام حسين منعقد شد) و ميان ايشان در تولّد شش ماه و ده روز بود».
١٢٦٢/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از وشّاء، و حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّاء، از احمد بن عائذ، از ابو خديجه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: «چون فاطمه عليها السلام به امام حسين حامله شد، جبرئيل به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه: فاطمه در اين زودى پسرى خواهد زاييد كه امّت تو بعد از تو او را بكشند. و چون فاطمه به امام حسين حامله شد، حمل آن حضرت را ناخوش داشت و در هنگامى كه او را زاييد، زاييدن او را ناخوش داشت».
بعد از آن حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «در دنيا مادرى ديده نشده كه پسرى بزايد كه او را ناخوش داشته باشد، وليكن فاطمه آن حضرت را ناخوش داشت؛ زيرا كه مىدانست كه آن حضرت به زودى كشته خواهد شد». و فرمود كه: «اين آيه در شأن حضرت امام حسين عليه السلام يا در اين باب نازل شد كه: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً