تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩١
راوى مىگويد كه: حضرت فرمود: «خدا اين مرد را لعنت كند، و من او را دشمن مىدارم، و حال آنكه او را نمىشناسم. و آيا ممكن است كه امام آخر شناخته شود، مگر به امام اوّل؟».
٩٦٨/ ٨. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از صفوان، از ابن مسكان روايت كرده كه گفت: سؤال كردم از حضرت صادق عليه السلام از ائمه- صلوات اللَّه عليهم- فرمود كه: «هر كه يكى از امامان زنده را انكار كند، همه امامان مرده را انكار كرده است».
٩٦٩/ ٩. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از ابو وهب، از محمد بن منصور كه گفت: آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»[١]، يعنى: «چون فاحشه (و خصلتى را كه در زشتى در سر حد كمال است)، به جا آورند، گويند كه: يافتهايم بر اين عمل زشت پدران خود را، و خدا ما را به آن امر فرموده. بگو:
به درستى كه خدا امر نمىفرمايد به زشتى و ناپسند. آيا مىگوييد و افترا مىبنديد به خدا آنچه را كه نمىدانيد؟».
راوى مىگويد كه: حضرت فرمود كه: «آيا كسى را ديدهاى كه گمان كرده باشد كه خدا امر فرموده به زنا و آشاميدن شراب، يا چيزى از اين محرمات؟» عرض كردم: نه، فرمود كه: «اين فاحشه كه ادعا مىكنند كه خدا ايشان را به آن امر فرموده، چيست؟» عرض كردم كه: خدا و ولىّ او بهتر مىدانند.
فرمود كه: «اين سخن در شأن ائمه جور است. مخالفان ادعا كردند كه خدا ايشان را امر فرموده به اقتدا كردن به گروهى كه خدا ايشان را به اقتدا كردن به ايشان، امر نفرموده. پس خدا اين را بر ايشان رد فرمود و خبر داد كه ايشان بر او دروغ گفتند، و اين اقتدا را كه از ايشان سر زد، فاحشه ناميد».
٩٧٠/ ١٠. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از ابو وهب، از محمد بن منصور كه گفت: امام موسى كاظم عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ»[٢]، يعنى: «بگو: جز اين نيست كه حرام گردانيده است پروردگار من آن چيزهايى كه متصفاند به زشتى؛ آنچه پيدا و آشكار
[١]. اعراف، ٢٨.
[٢]. اعراف، ٣٣.