تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٢٧
رسول خدا يك حصّه و آن يك حصّه كه از براى رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، آن را بر شش حصّه قسمت مىفرمود: سه حصّه از براى خود و سه حصّه از براى يتيمان و بيچارگان و صاحب راه (يعنى: رهگذرى) و امّا انفال، اين طريقه، طريقه آن نيست و انفال مال رسول بخصوص بود. و فدك- كه بنابر قولى دهى از دهات خيبر بوده است- مال رسول بخصوص بود؛ زيرا كه آن حضرت و امير المؤمنين عليه السلام آن را گشودند و فتح آن نمودند و يك كس ديگر با ايشان نبود.
پس نام فىء از آن برطرف شد و نام انفال لازم آن گرديد و همچنين نيستانها و معدنها و درياها و بيابانها همه مال امام و مخصوص اوست. پس اگر گروهى در اينها كار كنند به اذن امام، چهار خمس از براى ايشان است و يك خمس مال امام است. و آنچه مال امام است، جارى مجراى خمس است و حكم آن دارد و هر كه در اينها كار كند، بىآنكه امام او را رخصت داده باشد، امام همه آن را از او مىگيرد، و كسى را در آن چيزى و حقّى نيست و همچنين كسى كه چيزى را آبادان كند يا قناتى را جارى نمايد، يا در زمين ويرانى بىرخصت صاحب زمين كار كند، آن چيز از براى او نخواهد بود. پس اگر امام خواهد آنها را از او مىگيرد و اگر خواهد آنها را در دستش باقى مىگذارد.
١٤٢١/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از ابراهيم بن عمر يمانى، از ابان بن ابى عيّاش، از سليم بن قيس روايت كرده است كه گفت: شنيديم از امير المؤمنين عليه السلام كه مىفرمود: «به خدا سوگند كه ماييم آنكه خدا از ذى القربى قصد فرموده و آنان كه خدا ايشان را به خود و پيغمبر خود عليه السلام پيوسته و قرين نموده و فرموده كه: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ»[١]؛ يعنى: آنچه باز گردانيد خدا بر پيغمبر خود از اموال و املاك مردم دهات، پس از براى خداست و از براى رسول و از براى خداوند خويشى نسبت به حضرت رسول و از براى يتيمان و بيچارگان كه بر قوت سال قادر نباشند». و حضرت فرمود كه: «يعنى: يتيمان و بيچارگان از ما بخصوص و خدا از براى ما در صدقه- كه زكات است- حصّهاى قرار نداده؛ از براى آنكه خدا پيغمبر خود را گرامى داشته و ما را اكرام فرموده از آنكه چركهاى آنچه را كه در دست مردمان است، به ما بخوراند».
١٤٢٢/ ٢. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّاء، از ابان، از محمد بن مسلم، از
[١]. حشر، ٧.