تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧٧
كه گفت: در خدمت امام جعفر صادق عليه السلام بودم و در خدمت آن حضرت، در آن حجره، گروهى بودند، و من گمان كردم كه حضرت به آن خِطابى كه بعد از اين مىآيد، غير مرا اراده فرمود، پس فرمود: «بدانيد! به خدا سوگند كه صاحب اين امر، البته از شما غائب مىشود، و خمول و گوشهگيرى مىكند، تا آنكه گفته مىشود كه: مرد، يا هلاك گرديد، يا در كدام وادى سلوك نمود. و هر آينه سرنگون مىشويد، چنان كه كشتى در هنگام موجهاى دريا سرنگون مىشود، و نجات نخواهد يافت، مگر آن كس كه خدا پيمان او را فرا گرفته باشد، و ايمان را در دل او نوشته و ثابت گردانيده باشد (كه به شبهه بر طرف نشود)، و او را تقويت نموده باشد به چيزى از نزد خويش كه دلش به آن زنده شود. و هر آينه دوازده عَلَم بر پا خواهد شد كه مشتبه باشد، و دانسته نشود كه هر يك از كيست».
مفضّل مىگويد كه: پس من گريستم. حضرت فرمود كه: «اى ابوعبداللَّه، چه چيز تو را مىگرياند؟» عرض كردم كه: فداى تو گردم، چگونه نگريم و حال آنكه تو مىفرمايى كه:
«دوازده عَلم مىباشد كه معلوم نمىشود كه هر يك از كيست؟» مفضّل مىگويد كه: در مجلس آن حضرت روزنه بود كه آفتاب در آن داخل مىشد، پس فرمود كه: «آيا اين آفتاب ظاهر است؟» عرض كردم: آرى. فرمود كه: «امر ما از اين آفتاب روشنتر است».
٩٠٢/ ١٢. حسين بن محمد، از جعفر بن محمد، از قاسم بن اسماعيل انبارى، از يحيى بن مثنّى، از عبداللَّه بن بُكير، از عُبيد بن زراره، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «قائم عليه السلام را دو غيبت است، و در يكى از اين دو غيبت (كه مراد از آن غيبت كبرى است)، در مواسم حجّ حاضر مىشود و مردم را مىبيند و ايشان او را نمىبينند» (يعنى: بر وجهى كه آن حضرت عليه السلام را بشناسند).
٩٠٣/ ١٣. على بن محمد، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى و غير او، از احمد بن محمد و على بن ابراهيم، از پدرش، همه از ابن محبوب، از هشام بن سالم، از ابوحمزه، از ابواسحاق سبيعى، از بعضى از اصحاب امير المؤمنين عليه السلام، از آنها كه وثوق و اعتماد بر آنها بود، روايت كردهاند كه: امير المؤمنين عليه السلام به اين كلام تكلّم فرمود و مردم آن را از آن حضرت حفظ كردند و به آن، خطبه خواند بر منبر مسجد كوفه كه:
«خداوندا، به درستى كه تو را چارهاى نيست از حجّتها در زمينت كه هر حجّتى بعد از حجّت ديگر حجّت است بر خلق تو، كه ايشان را هدايت مىكنند به سوى دين تو، و علم تو