تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٧
و حضرت فرمود كه: «خداى تعالى از آن عزيزتر و استوارتر است كه مظلوم شود و كسى بر او ستم تواند كرد، و خويش را به سوى ستم كشيدن نسبت دهد، وليكن خدا ما را به نفس خود آميخته و مخلوط ساخته، پس ستمى را كه بر ما واقع شود، ستم بر خود و دوستى با ما را، دوستى با خود قرار داده. پس در اين باب، قرآن را بر پيغمبر خود فرو فرستاده و فرموده كه:
«وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»».
عرض كردم كه: اين تنزيل است؟ فرمود: «آرى».
عرض كردم: «فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»؟ يعنى: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان». فرمود كه: «مىفرمايد: يا محمد، واى بر تكذيب كنندگان، كه تكذيب مىكنند به آنچه وحى كردم به سوى تو از ولايت على». «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ»[١]، يعنى: «آيا هلاك نكرديم پيشينيان را، پس از پىِ ايشان در آوريم به هلاكت، پسينيان را». و حضرت فرمود كه: «مراد از پيشينيان، آنانند كه رسولان خدا را در طاعت اوصيا تكذيب كردند». «كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ»[٢]، يعنى: «مانند اين فعل كه عبارت است از هلاك كردنى كه با گناهكاران خواهيم كرد». و حضرت فرمود كه: «مراد از آن، كسى است كه گناه عظيم از او سر زد، نسبت به آل محمد و در مادّه وصى آن حضرت، مرتكب گرديد آنچه مرتكب گرديد» (كه هيچ زبانى طاقت گفتن و هيچ گوشى تاب شنيدن آن را ندارد).
عرض كردم: «إِنَّ الْمُتَّقِينَ»[٣]**؟ يعنى: «به درستى كه پرهيزكاران» (در سايههاى درختان بهشت و در كنار چشمهاى آب و در ميان ميوهها از آنچه خواهش آن داشته باشند، مرفّه الحال و فارغ البالاند تا آخر آنچه در سوره مرسلات مذكور است) حضرت فرمود: «به خدا سوگند كه ما و شيعيان ماييم و كسى غير از ما و شيعيان ما، بر ملّت حضرت ابراهيم نيست و ساير مردمان از آن بيزارند».
عرض كردم: «يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ»[٤]؟ (تا آخر آيه كه) ترجمه آن اين است كه: «روزى كه بايستند روح و فرشتگان در حالى كه صفزدگان باشند، سخن نگويند در باب شفاعت و غير آن، مگر كسى كه دستورى داده باشد او را خداوند مهربان و گفته باشد گفتارى را كه صواب و درست باشد». حضرت فرمود: «آرى، به خدا سوگند كه ماييم آنان كه
[١]. مرسلات، ١٦- ١٧.
[٢]. مرسلات، ١٨.
[٣]. مرسلات، ٤١.
[٤]. نبأ، ٣٨.