تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩
نمىشود؛ زيرا كه صفت و موصوف بايد كه در تذكير و تأنيث موافق باشند؛ چنانچه در محلّ خود بيان شده). باب در بيان اشاره و نصّ بر حضرت حسن بن على
٦٦. باب در بيان اشاره و نصّ بر حضرت حسن بن على عليهما السلام
٧٧٥/ ١. على بن ابراهيم روايت كرده است از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از ابراهيم بن عمر يمانى و عمر بن اذينه، از سُليم بن قيس كه گفت: وصيّت امير المؤمنين عليه السلام را مشاهده نمودم و حاضر بودم در هنگامى كه پسر خودْ حضرت امام حسن عليه السلام را وصىّ خود گردانيد، و حضرت امام حسين عليه السلام و محمد بن حنفيّه و جميع فرزندان و سركردههاى شيعه و اهل بيت خود را بر وصيّتش شاهد گرفت، و كتاب الهى و سلاح حضرت رسالت پناهى را به آن حضرت تسليم فرمود، و به پسر خويش امام حسن عليه السلام فرمود كه: «اى فرزند عزيز من، رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا امر فرموده كه تو را وصىّ خود گردانم، و كتابها و سلاحى را كه نزد من است به تو تسليم كنم؛ چنانچه رسول خدا مرا وصىّ خود گردانيد، و كتابها و سلاحى كه نزد او بود، به من تسليم فرمود، و مرا امر فرمود كه تو را امر كنم، كه چون تو را مرگ در رسد، اين را به برادرت حسين عليه السلام تسليم كنى».
پس رو به پسرش امام حسين عليه السلام آورد و فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را امر فرموده كه اينها را به پسرت، همين كه در اينجاست، تسليم نمايى». بعد از آن، دست حضرت على بن الحسين را گرفت و به على بن الحسين فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را امر فرموده كه اينها را به پسرت محمد بن على تسليم نمايى و او را از جانب رسول خدا و از جانب من او را سلام برسان».
٧٧٦/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير، از عبدالصمد بن بشير، از ابوالجارود، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون امير المؤمنين عليه السلام را هنگام وفات رسيد، به پسرش حضرت امام حسن عليه السلام فرمود كه: نزديك من آى تا پنهان به تو بگويم آنچه را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به من پنهان فرمود، و تو را امين گردانم بر آنچه مرا بر آن امين گردانيد». پس حضرت چنان كرد.
٧٧٧/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از سيف بن عَميره، از ابوبكر حضرمى كه گفت: حديث كردند مرا اجلح و سَلَمة بن كهيل و