تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٥
هيچ نگفتى؟» ابوبصير مىگويد كه: عرض كردم: نه، به خدا سوگند كه نمىدانستم چه بگويم.
حضرت فرمود كه: «آيا به او نگفتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله على و حسن و حسين عليهم السلام را وصىّ خود گردانيد و چون على عليه السلام درگذشت، حسن و حسين را وصىّ خود نمود، و اگر مىرفت كه امامت را از ايشان بگرداند به آن حضرت، مىگفتند كه ما هر دو وصيّى پيغمبريم مانند تو، و على عليه السلام چنان نبود كه اين امر از او سر زند، و امام حسن و امام حسين را وصىّ خود كرد، و اگر مىرفت كه وصيّت را از او بگرداند، هر آينه به او مىگفت كه: من وصيّم، مانند تو از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله و از جانب پدرم، و امام حسن چنان نبود كه اين كار را به جا آورد، و خداى عزّوجلّ فرموده است كه: «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ»[١]. و اين آيه، در شأن ما و در شأن پسران ما است». باب در بيان اشاره و نصّ بر امير المؤمنين
٦٥. باب در بيان اشاره و نصّ بر امير المؤمنين عليه السلام[٢]
٧٦٦/ ١. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از محمد بن اسماعيل، از منصور بن يونس، از زيد بن جَهم هِلالى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «چون ولايت على بن ابىطالب عليه السلام نازل شد، و از جمله آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردم فرمود، اين بود كه: بر على عليه السلام سلام كنيد به امير المؤمنين بودن (يعنى:
به اين روش بر او سلام كنيد كه: السّلام عليك يا امير المؤمنين). از جمله آنچه خدا در آن روز بر آن دو (ابوبكر و عمر)، استوار فرمود اى زيد، آن است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به ايشان فرمود كه: اى ابوبكر و عمر، برخيزيد و بر على عليه السلام سلام كنيد به امير المؤمنين بودن. ابوبكر و عمر گفتند كه: يا رسول اللَّه، آيا اينكه مىگويى از جانب خداست، يا از جانب رسول او؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: از جانب خدا و از جانب رسول اوست. بعد از آن، خداى عزّوجلّ اين آيات را فرو فرستاد كه: «وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ»[٣]، يعنى: و مشكنيد سوگندها را (يعنى: پيمانها را كه در باب بيعت نموديد)، بعد از استوار گردانيدن آنها به سوگند به خدا، و حال آنكه گردانيدهايد خدا را
[١]. انفال، ٧٥.
[٢]. در بعضى از نسخ كافى، اين عنوان موجود نيست.( مترجم)
[٣]. نحل، ٩١.