تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١
عرفه و مراد از آن، امرى است كه خداى عزّوجلّ در باب آن فرو فرستاد كه: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي»[١] و كمال دين به ولايت على بن ابىطالب عليه السلام بود. و رسول خدا صلى الله عليه و آله در نزد نزول ولايت، فرمود كه: امّت من تازه عهدند به جاهليّت و در اين تازگى، از كفر بيرون آمده، در اسلام در آمدهاند. و در آن زمان كه ايشان را به اين امر خبر دهم، در باب پسر عموى خويش هر كسى سخنى خواهد گفت و پيغمبر فرمود كه: من اين را در دل خويش گفتم و به خاطرم خطور نمود، بىآنكه زبانم به آن گويا شود. پس مرا عزيمت قطعيّهاى از جانب خداى عزّوجلّ آمد كه دلالت مىكرد كه اين اظهار، بر سبيل رخصت نيست، بلكه بر سبيل عزم و حتم است، و خدا مرا ترسانيد كه اگر در اين باب، تبليغ رسالت نكنم، مرا عذاب كند.
پس اين آيه فرود آمد كه: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»[٢]. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله دست على را گرفت، و فرمود: اى گروه مردمان، به درستى كه هيچ پيغمبرى نبوده از آن پيغمبرانى كه پيش از من بودهاند، مگر آنكه خدا او را در دنيا عمرى داده، بعد از آن، او را طلب فرموده و آن پيغمبر خدا را اجابت كرده، از دنيا رحلت نموده و عن قريب مرا مىطلبد و من اجابت مىكنم و از من سؤال خواهد و از شما نيز سؤال مىشود. پس شما در جواب چه خواهيد؟ گفت همه گفتند كه: شهادت مىدهيم كه تو تبليغ رسالت خدا كردى و خيرخواهى نمودى، و آنچه بر تو بود، به جا آوردى. پس خدا تو را جزا دهد؛ بهترين جزاى پيغمبران مرسل.
پيغمبر سه مرتبه گفت: بار خدايا، شاهد باش. بعد از آن، فرمود: اى گروه مسلمانان، اين ولّى و صاحب اختيار شما است بعد از من، پس بايد كه آنكه حاضر است از شما، به غايب برساند».
و امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند، كه پيغمبر، امين خدا بود بر خلائق و احكام و دين خدا، كه آن را براى خويش پسنديده. بعد از آن، رسول خدا صلى الله عليه و آله را هنگام وفات رسيد، على عليه السلام را طلبيد و فرمود: يا على، مىخواهم كه تو را امين دارم بر آنچه خدا مرا بر آن امين داشته از احكام و علم و خلق و دين خويش كه آن را براى خود پسنديدهاى زياد. پس به خدا
[١]. مائده، ٢.
[٢]. مائده، ٦٧.