تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٤٧
نزد من مىآيد و از من خواهش مىكند كه او را حلال كنم از آنچه بنىاميّه كردهاند. گويا او چنين اعتقاد دارد كه اين امر از براى ما است و در آن شب، كسى به كم و بسيارى منتفع نشد، مگر همان دو مرد اوّل كه آنها به حاجتى كه داشتند، رسيدند.
١٤٣٦/ ١٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن محبوب، از ضُريس كُناسى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «از كدام راه زنا بر مردمان داخل شد؟» عرض كرد كه:
نمىدانم فداى تو گردم، فرمود: «از جانب خمس اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله، مگر شيعيان ما كه از هر كسى پاك و پاكيزهترند؛ چرا كه آن از براى ايشان حلال شده به جهت ميلاد ايشان».
١٤٣٧/ ١٧. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از شعيب، از ابوالصبّاح روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق به من فرمود كه: «ماييم گروهى كه خدا طاعت ما را واجب گردانيده. از براى ما است انفال. و از براى ما است برگزيدهاى از مال».
١٤٣٨/ ١٨. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از قاسم بن محمد، از رفاعه، از ابان بن تغلب، از امام جعفر صادق عليه السلام در باب مردى كه مىميرد و او را وارثى نيست و آزاد كنندهاى ندارد، فرمود كه: «آن كس، از اهل اين آيه است:
«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ»[١]؛ يعنى: سؤال مىكنند تو را از انفال» (كه مراد از آن معلوم شد).
١٤٣٩/ ١٩. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از حمّاد، از حلبى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه از آن حضرت سؤال كردم از گنج كه چه قدر در آن واجب است؟ فرمود كه: «خمس» (يعنى: پنج يك) و سؤال كردم از معدنها كه چه قدر در آنها واجب است؟ فرمود كه: «خمس و همچنين است قلعى و روى و آهن و هر چيز كه از معدنها باشد، گرفته مىشود از آنها آنچه گرفته مىشود از طلا و نقره».
١٤٤٠/ ٢٠. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از صبّاح ازرق، از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر، يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه سختترين حالاتى كه مردمان در آنند در روز قيامت، آن است كه صاحب خمس برخيزد و بگويد كه اى پروردگار، خمس خود را مىخواهم. پس ما آن را از براى شيعيان خويش خوش كرديم تا آنكه ولادت ايشان خوش باشد و حرامزاده نباشد و تا ولادت
[١]. انفال، ١.