تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٣٣
مىرسد كه به اين مال همه رخنههاى آنچه را كه بر او فرود مىآيد، ببندد، مانند عطا كردن فرقهاى كه دلهاى ايشان را الفت مىدهد بر دين اسلام و غير آن، از آنچه بر او وارد مىشود.
پس اگر بعد از آن چيزى باقى بماند، خمس را از آن بيرون مىكند و در ميانه اهل آن قسمت مىنمايد و باقى را بر آنكه متوجّه آن بوده، قسمت مىفرمايد. و اگر بعد از بستن رخنههاى وارداتى كه بر او وارد شده، چيزى باقى نماند، از براى ايشان هيچ نيست. و چيزى از زمينها از براى آنكه جنگ كرده، نيست. و نه آنچه بر آن غالب شده باشند، مگر آنچه لشكر بر آن دست يافته و گرداگرد آن را فرو گرفته باشند. و باديهنشينان را از قسمت چيزى نيست.
و هر چند كه همراه والى جنگ كنند؛ زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با باديهنشينان مصالحه كرد كه ايشان را در خانههاى خويش وا گذارد و از آن مهاجرت نكنند بر اين شرط كه اگر لشكرى انبوه ناگاه بر سر پيغمبر صلى الله عليه و آله آيند و از ايشان طلب يارى كند، اجابت كنند و بيايند تا به استعانت ايشان با دشمنان جنگ كند و ايشان را در غنيمت بهرهاى نباشد. و سنّت و طريقه آن حضرت در ايشان و در غير ايشان، جارى است (و مراد از ايشان، چنانچه بعضى گفتهاند، باديهنشينانى هستند كه اظهار اسلام مىكردند به محض شهادتين و مقاصد اسلام را نمىشناختند و به احكام آن عمل نمىكردند).
تتّمه حديث: و زمينهايى كه از روى قهر و غلبه به اسبان و مردان گرفته شده، همه آنها موقوف است و وا گذاشته مىشود در دست آنكه آن را آبادان مىكند و احيا مىنمايد و بر سر آن مىايستد و آنچه بايد در آن به عمل آورد، مىآورد، بر آنچه والى با ايشان مصالحه مىكند، بر اندازه طاقت ايشان از حقّ: از نصف و ثلث و دو ثلث. و بر اندازه آنچه از براى ايشان صلاح باشد و ايشان را زيان نرساند و چون بيرون كند از آن آنچه بايد بيرون كند، ابتدا مىكند پس ده يك از همه را بيرون مىكند از هر چه آسمان آن را آب داده باشد (كه آب باران خورده باشد) يا به آب جارى آب خورده باشد و نصف ده يك (كه بيست يك باشد) از آنچه به چرخ آب و شتران آب كش آب خورده باشد، بعد از آن والى آن را مىگيرد و در جهتى كه خدا آن را قرار داده، صرف مىنمايد: بر هشت حصّه از براى فقيران و مسكينان و عاملان بر آن و «الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ»[١] (كه تفسير آن مذكور شد) هشت حصّه كه در ميانه ايشان در مواضعى كه دارند تقسمى مىشود به قدر آنچه به آن، در عرض
[١]. توبه، ٦٠.