تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٠٣
مسأله و يك مسأله. راوى مىگويد كه: امير المؤمنين عليه السلام تبّسم فرمود بىآنكه بخندد، فرمود كه: «اى فرزند هارون، چه چيز تو را مانع شد از آنكه بگويى از هفت مسأله؟» عرض كرد كه:
تو را از سه مسأله سؤال مىكنم. پس اگر مرا جواب دادى، تو را از آنچه بعد از آنهاست سؤال مىكنم، و اگر آنها را ندانستى، مىدانم كه در ميان شما دانايى نيست. على عليه السلام فرمود كه: «تو را سؤال مىكنم به حقّ خدايى كه او را مىپرستى كه اگر من تو را جواب دادم در هر چه اراده دارى، دين خويش را وا مىگذارى و در دين من داخل مىشوى». يهودى عرض كرد كه: من نيامدهام، مگر از براى همين. فرمود: «چون چنين است، آنچه مىخواهى بپرس». عرض كرد:
مرا خبر ده از اوّل قطرهاى از خون كه بر روى زمين چكيد، كدام قطره است؟ و اوّل چشمهاى كه بر روى زمين روان گرديد، كدام چشمه است؟ و اوّل چيزى كه بخوارى رسيد. بر روى زمين، چه چيز است؟ امير المؤمنين عليه السلام او را جواب فرمود. بعد از آن، به حضرت عرض كرد كه: مرا از سه مسأله ديگر خبر ده. خبر ده مرا از محمد صلى الله عليه و آله كه او را چند امام عادل و وصىّ به حقّ خواهند بود و در كدام بهشت مىباشد و كى با آن حضرت در بهشتى كه او ساكن است، مسكن مىكند؟ فرمود كه: «اى پسر هارون، به درستى كه محمد را دوازده امام عادل و وصىّ است كه هر كه ايشان را وا گذارد، به ايشان ضرر نمىرساند و به مخالفت آنكه با ايشان مخالفت ورزد، وحشت به هم نمىرسانند. و به درستى كه ايشان در باب دين از كوههاى استوار در زمين، ثابتترند، و مسكن محمد در بهشتِ مخصوص اوست و اين گروه دوازده امام عادل با او خواهند بود». گفت: راست گفتى؛ سوگند ياد مىكنم به آن خدايى كه خدايى غير از او نيست كه من اينها را مىيابم در كتاب پدرم هارون كه آن را به دست خود نوشته و عمويم موسى عليه السلام آن را به قلم او داده كه موسى فرموده و هارون نوشته. يهودى عرض كرد كه:
مرا خبر ده از آن يك مسأله. مرا خبر ده از وصىّ محمد كه بعد از او چند سال زندگانى مىكند.
و بفرما كه آيا مىميرد يا كشته مىشود؟ فرمود كه: «اى پسر هارون، وصىّ محمد بعد از او سى سال زيست مىكند؛ يك روز زياد نمىشود و يك روز كم نمىشود (و مخفى نماند كه بودن وفات پيغمبر صلى الله عليه و آله در ماه صفر و شهيدن شدن اميرمؤمنان در ماه مبارك رمضان و زيست آن حضرت بعد از پيغمبر، سى سال، بىزياده و نقصان يك روز درست نمىآيد و اگر چه به طريقه حساب شمسى و قمرى باشد. و در بعضى از حواشى ديدم كه اين عبارت در اكثر اوقات نسخ كافى نيست و آنچه از نسخ به نظر رسيد، اين عبارت در آن بود و در عيون نظير،