تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٨٥
مدينه رسول صلى الله عليه و آله فرستاد و همراه آن غلامان، دو غلام بودند كه رأس و رئيس ايشان بودند و حضرت به خفيف نوشت كه همراه ايشان از مدينه بيرون آيد و خفيف با ايشان بيرون آمد و چون به كوفه رسيدند، يكى از آن دو غلام شراب خورد و از كوفه بيرون نرفته بودند كه نامهاى از سمت سامره وارد شد كه آن غلامى را كه شراب خورده بود، برگردانند و از خدمت آن حضرت معزول شد.
١٣٧٨/ ٢٢. على بن محمد، از احمد كه مكنّى است به ابو على بن غياث، از احمد بن حسن روايت كرده است كه گفت: يزيد بن عبداللَّه وصيّت كرد كه اسب و شمشير و مالى به ناحيه مقدّسه ببرند و قيمت آن اسب و غير آن را فرستادند و شمشير را نفرستادند. پس نامهاى وارد شد كه: «با آنچه فرستاديد، شمشيرى بود و نرسيد» يا مانند اين عبارت سخنى فرمود.
١٣٧٩/ ٢٣. على بن محمد، از محمد بن على بن شاذان نيشابورى روايت كرده است كه گفت: پانصد درم، كه بيست درم از آن كم بود، در نزد من جمع شد و سرم فرو نيامد كه پانصد درم بفرستم كه بيست درم كم باشد، پس بيست درم را از پيش خود شمردم و از مال خود بر آن افزودم و پانصد درم تمام را به سوى اسدى فرستادم و ننوشتم كه چه قدر از مال من در آن است، بعد از آن توقيع وارد شد كه: «پانصد درم واصل شد و بيست درم از آن مال تو بود».
١٣٨٠/ ٢٤. حسين بن محمد اشعرى روايت كرده و گفته است كه: نامه امام حسن عسكرى عليه السلام وارد مىشد در باب جيره دادن جُنيد، كه فارس بن حاتم قزوينى را كه از جمله ملاعين بود، به امر امام حسن عليه السلام كشت و در باب جيره دادن ابوالحسن و ديگرى، و چون امام حسن عليه السلام از دنيا رفت، نامه از حضرت صاحب عليه السلام وارد شد كه در آن نامه از سر نو حكم به جيره دادن ابوالحسن و رفيق او فرموده بود، و در امر جنيد چيزى وارد نشد. پس من به جهت اين امر، بسيار غمناك شدم، بعد از آن خبر مرگ جنيد آمد.
١٣٨١/ ٢٥. على بن محمد، از محمد بن صالح روايت كرده است كه گفت: مرا كنيزى بود كه به آن خوشوقت بودم و از آن خوشم مىآمد. پس عريضهاى نوشتم و با آن حضرت مشورت نمودم در باب مباشرت كردن با آن كنيز براى فرزنددار شدن. توقيع وارد شد كه: «با آن كنيز براى طلب فرزند، مباشرت كن و خداوند آنچه خواهد مىكند». پس من به آن كنيز مجامعت كردم و حامله شد و بچه انداخت، بعد از آن وفات كرد.
١٣٨٢/ ٢٦. على بن محمد روايت كرده و گفته است كه: ابن عجمى ثلث مال خويش را از