تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٦١
مىباشد تا من او را قصد كنم و به نزد او روم و از او سؤال كنم، از علامتها و دلالتها كه در نزد من است و آنها را مىدانم. پس اگر صاحب من باشد كه او را طلب كردهام، به او ايمان مىآورم. گفتند كه: آن حضرت عليه السلام از دنيا رفته است. گفتم كه: وصىّ و جانشين او كيست؟
گفتند: ابوبكر. گفتم كه: نامش را براى من بيان كنيد؛ زيرا كه اين كُنيت او است. گفتند: عبداللَّه پسر عثمان و او را به قريش نسبت دادند. گفتم كه: نسب پيغمبر خويش محمد را براى من بيان كنيد. پس نسب او را براى من بيان كردند. گفتم كه: اينك آن پيغمبرى كه من او را طلب مىكنم، نيست پيغمبرى كه من او را طلب مىكنم، جانشينش برادر اوست در دين و پسر عموى او در نسب و شوهر دختر او و پدر فرزندان او و اين پيغمبر را بر روى زمين فرزندى نيست غير از فرزندان اين مردى كه جانشين اوست.
غانم مىگويد كه: چون اين را شنيدند، به سوى من جستند و گفتند: ايّها الامير، اين مرد از شرك بيرون آمده و داخل كفر شده است، و اينك خونش حلال است. من به ايشان گفتم: اى گروه، من مردىام كه دين دارم، و به آن چنگ در زدهام و آن را محكم گرفتهام و از آن مفارقت نمىكنم، تا چيزى را ببينم كه از آن قوىتر باشد. به درستى كه من صفت اين مرد را يافتم در كتابهايى كه خدا آنها را بر پيغمبرانش فرو فرستاده و جز اين نيست كه از بلاد هند بيرون آمدم و از عزّتى كه در آن بودم، دست برداشتم، به جهت آنكه او را طلب كنم. و چون از امر پيغمبر شما كه شما او را ذكر كرديد، تفحص كردم، آن پيغمبرى كه در كتابها وصف شده بود، نبود، پس دست از من برداريد.
و حاكم به سوى مردى فرستاد كه او را حسين بن اشكيب مىگويند و او را طلبيد و چون آمد، به او گفت كه: با اين مرد هندى مباحثه كن. حسين در جواب حاكم گفت كه: خدا تو را به اصلاح آورد، در نزد تو فقها و علما هستند و ايشان به مباحثه كردن با او داناتر و بيناترند. حاكم گفت: با او مباحثه كن؛ چنانچه من به تو مىگويم و با او خلوت كن و از براى او باريك شو و خوب دل بدار تا درست خاطر نشان او كنى و با او مدارايى و ملاطفت و مهربانى كن و چون به خلوت رفتيم، حسين بن اشكيب به من گفت بعد از آنكه با يكديگر گفتوگو كرده بوديم و آنچه را بايست كه من به او بگويم گفته بودم، و آنچه را كه بايست او به من بگويد گفته بود، كه آن پيغمبرى كه تو او را طلب مىكنى، همين پيغمبرى است كه اين گروه او را وصف كردند