تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢٥
مرتكب انواع معاصى مىشود، و فاجر و نابكارى است كه از هيچ گفتار و كردار پروا ندارد، و بسيار شراب مىخورد و او از همه مردان كه من ايشان را ديدهام، كمتر و از همه ايشان هتك حرمت خود را بيشتر مىكند، و سبك است، و فى نفسه چيزى نيست. و هر آينه در وقت وفات حسن بن على بر سلطان و اصحابش وارد شد، آنچه از آن تعجّب كردم و گمان نداشتم كه آن واقع خواهد شد، و آن اين است كه: چون حضرت رنجور شد، به نزد پدرم فرستادند كه ابن الرّضا رنجور شده، پدرم در همان ساعت سوار شد و به جانب دارالخلافه مبادرت نمود و شتابان برگشت و پنج كس از خادمان امير المؤمنين با او بودند كه همه از معتمدان و مخصوصان او بودند، و نِحرير خادم در ميان ايشان بود. پس ايشان را امر كرد كه پيوسته ملازم خانه امام حسن باشند و خبر آن حضرت را معلوم كنند، و به سوى چند نفر از طبيبان فرستاد و ايشان را آورد و امر كرد كه در هر صبح و شام به سوى او آمد و شد كنند و درست متوجّه او باشند و از او غافل نگردند، و چون دو روز يا سه روز بعد از آن شد، خبر آوردند كه آن حضرت را ضعفى عارض شده، طبيبان را امر كرد كه پيوسته در خانه آن حضرت باشند و از آن بيرون نيايند، و به سوى قاضى القضاة فرستاد و او را طلبيد، پس او را در مجلس خود حاضر گردانيد و او را امر كرد كه ده كس از اصحاب خويش را اختيار كند از آن كسانى كه در دين و امانت و پارسايى بر ايشان اعتمادى باشد، و بعد از اختيار قاضى القضاة، خليفه ايشان را حاضر گردانيد و ايشان را به خانه امام حسن فرستاد و امر كرد ايشان را كه در شب و روز پيوسته در خانه آن حضرت باشند و بيرون نيايند، و ايشان متّصل در آنجا بودند تا آن حضرت عليه السلام وفات فرمود.
پس همه سرّ من رأى يك خروش و غوغا شد (كه همه مردم شهر هم آواز شده، مىخروشيدند و فرياد و فغان مىكردند). و خليفه كسى را به جانب خانه آن حضرت فرستاد كه آن خانه و همه اطاقهاى آن را جستجو نمود و درِ آنها را مهر كرد با همه آنچه در آنها بود، و نشانه فرزند او را طلب كردند، و يا دنبال او شدند و زنان چند را آوردند كه حمل را مىشناختند، و آن زنان، بر كنيزان حضرت داخل شدند، و به سوى ايشان نظر مىكردند، پس بعضى از ايشان ذكر كرد كه در اينجا كنيزى هست كه بچهاى در شكم دارد، بعد از آن كنيز را در اطاقى كردند و نحرير خادم و اصحابش را بر او گماشتند و زنانى چند نيز با ايشان بودند، بعد از آن شروع در تدارك اسباب و تجهيز آن حضرت كردند، و همه بازارها معّطل شد (كه مردم