تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٦٥
سوى فاطمه نگريست و گريست و زنان را امر فرمود كه: او را غسل دهند. و فرمود كه: چون از غسل او فارغ شويد، از پيش خود كارى مكنيد تا آنكه مرا اعلام كنيد.
چون فارغ شدند، آن حضرت را به اين امر اعلام كردند، پس يكى از پيراهنهاى خويش (و بنابر بعضى از نسخ كافى، بهترين پيراهنهاى خويش) را كه تالى تن مباركش بود (و آن را مىپوشيد بىآنكه چيزى در ميانه آن و جسد شريفش حائل و مانع باشد)، به ايشان داد و ايشان را امر فرمود كه: فاطمه را در آن كفن كنند. و به مسلمانان فرمود كه: چون مرا ببينيد كه چيزى را به عمل آورم كه پيش از آن، آن را به عمل نياورده باشم، مرا سؤال كنيد كه چرا آن را كردم و چون از غسل و كفن فاطمه فارغ گرديدند، رسول خدا صلى الله عليه و آله داخل شد و جنازه او را بر دوش خويش گذاشت و متصّل در زير جنازه او بود تا او را بر سر قبرش رسانيد. بعد از آن، جنازه را بر زمين گذاشت و در قبر داخل شد و در آن خوابيد، پس برخاست و فاطمه را بر روى دستهاى خويش گرفت تا او را در قبر گذاشت و زمانى طولانى بر او نگون گرديده، سرِ خويش را به پايين كرده با او راز مىگفت و به او مىفرمود كه: پسرت، پسرت، پس بيرون آمد و قبر او را هموار كرد.
بعد از آن، بر قبر او نگون گرديد و از آن حضرت شنيدند كه مىگفت: لا اله الّا اللَّه اللّهمّ انّى استودعها ايّاك (و بنابر بعضى از نسخ، استودعك ايّاها)، يعنى: «نيست خدايى مگر خدا.
خداوندا، به درستى كه من فاطمه را به تو مىسپارم». پس برگشت و مسلمانان به آن حضرت عرض كردند كه: ما تو را ديديم كه چيزى چند را به فعل آوردى كه پيش از اين روز، آنها را نكرده بودى. حضرت فرمود كه: امروز نيكى ابوطالب را گم كردم و احسانش از من بريده شد.
به درستى كه فاطمه چنان بود كه چيزى كه در نزد او بود، مرا بر خود و فرزندان خود به آن بر مىگزيد (كه خود نمىخورد و به فرزندان خود نمىداد و به من مىخورانيد)، و من در حال حيات او قيامت را ذكر كردم و گفتم كه: مردم برهنه محشور مىشوند، گفت: واسواتاه، پس من از براى او ضامن شدم كه خدا او را پوشيده محشور گرداند. و فشار قبر را ذكر كردم، گفت:
واضعفاه، پس من از براى او ضامن شدم كه خدا آن را از او دفع كند، و براى همين او را به پيراهن خود كفن كردم و در قبرش خوابيدم و بر او نگون شدم و آنچه را كه از آن سؤال مىشد، به او فهمانيدم و به زبانش دادم.
پس به درستى كه او را از پروردگارش سؤال كردند و آنچه بايست بگويد، گفت و از