تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٦٣
گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «فاطمه بنت اسد به نزد ابوطالب آمد كه او را به ولادت پيغمبر صلى الله عليه و آله بشارت دهد (يا او را شاد گرداند، بنابر اختلاف نسخ كافى). ابوطالب گفت: يك سبت صبر كن كه تو را بشارت مىدهم به فرزندى كه مثل او باشد در همه چيز، مگر پيغمبرى».[١] و حضرت فرمود كه: «سبت، سى سال است و در ميانه رسول خدا صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين عليه السلام سى سال فاصله بود».
١٢٣٤/ ٢. على بن محمد بن عبداللَّه، از سَيّارى، از محمد بن جمهور، از بعضى از اصحاب ما، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «فاطمه بنت اسد، مادر امير المؤمنين عليه السلام، اوّل زنى بود كه به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله هجرت نمود از مكّه به سوى مدينه پاى پياده، و از همه مردمان نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله مهربانتر بود. بعد از آن، از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيد كه مىفرمود: مردم در روز قيامت برهنه محشور مىشوند؛ چنانچه از مادر متولّد شدهاند. فاطمه گفت: واسواتاه؛ اى داد از رسوايى و بد حالى، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
من از خدا مىخواهم كه تو را پوشيده محشور گرداند. و از آن حضرت شنيد كه: فشار قبر را ذكر مىفرمود، گفت: وا ضعفاه؛ اى داد از ضعف و ناتوانى، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: من از خدا سؤال مىكنم كه اين فشار را از تو دفع كند. و فاطمه روزى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد كه: من اراده دارم كه همين كنيزك خود را آزاد كنم، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: اگر چنين كنى، خدا به هر عضوى از او، عضوى از تو را از آتش دوزخ آزاد گرداند.
و چون فاطمه بيمار شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله را وصىّ خود گردانيد و امر كرد كه آن حضرت كنيزك او را آزاد گرداند. و زبانش در بند شد كه نمىتوانست سخن گويد، پس شروع كرد به اشاره كردن و به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله اشاره مىكرد (به اشاره كه مطلب از آن فهميده مىشد) و رسول خدا صلى الله عليه و آله وصيّت او را قبول فرمود.
بعد از آن در بين آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله روزى نشسته بود، ناگاه امير المؤمنين به خدمت آن حضرت آمد و آن حضرت گريه مىكرد، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چه چيز تو را مىگرياند؟
عرض كرد كه: مادرم فاطمه وفات كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به خدا سوگند كه فاطمه، مادر من بود. و آن حضرت برخاست و مىشتافت تا داخل شد در خانهاى كه فاطمه بود. پس به
[١]. و سَبت به فتح سين و سكون با، در اصل لغت، به معنى شنبه يا يك روز تمام از ايّام هفته غير از جمعه و به معنىروزگار است.( مترجم)