تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٣٧
وصايا را به آن حضرت تسليم نمود، بنابر اينكه به ابوطالب محجوج بود؟ حضرت فرمود كه:
«اگر به او محجوج مىبود (كه ابوطالب حجّت بر او باشد)، ابوطالب وصيّت را به او تسليم نمىنمود» (چه وصيّت بايد كه در نزد وصىّ باشد).
راوى مىگويد كه: عرض كردم: پس حال ابوطالب چه بود؟ (يعنى: رسول خدا صلى الله عليه و آله بر او حُجّت بود يا نه؟) حضرت فرمود كه: «اقرار نمود به پيغمبر و به آنچه پيغمبر آن را از جانب خدا آورده بود، و وصايا را به آن حضرت تسليم كرد، و در همان روز وفات نمود».
١٢١٠/ ١٩. حسين بن محمد اشعرى، از معلّى بن محمد، از منصور بن عبّاس، از على بن اسباط، از يعقوب بن سالم، از مردى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«چون قبض روح مطهّر رسول خدا صلى الله عليه و آله شد، آل محمد شب را به روز آوردند با درازترين شبها (يعنى: آن شب درازترين شبها بر ايشان گذشت به جهت شدّت غم و اندوه) تا آنكه گمان كردند كه هيچ آسمانى برايشان سايه نخواهد افكند، و هيچ زمينى ايشان را بر نخواهد داشت (حاصل مراد، آنكه چنان مىپنداشتند كه بعد از آن، زنده نخواهند بود)؛ زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با خويشان و بيگانگان در راه خدا دشمنى كرده بود (و همه را چيزى كه مكروه طبع ايشان بود رسانيده؛ چون كشتن و زخم زدن و غير آن).
پس در بين اينكه ايشان همچنين غمناك و اندوهناك و متفكّر و متحيّر بودند، ناگاه كسى به نزد ايشان آمد كه او را نمىديدند و سخن او را مىشنيدند، و گفت كه: السّلام عليكم أهل البيت و رحمة اللَّه و بركاته، يعنى: «سلام خدا (يا سلام من، يا همه سلامها) بر شما باد اى خاندان محمد و رحمت خدا و بركتهاى او». به درستى كه در رحمت و ثواب خدا تسلّى است از هر مصيبت و امر ناخوشى كه به اين كس رسيده، و نجات است از هر چه باعث هلاكت شود، و دريافت است آنچه را كه فوت شده باشد: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ»[١]، يعنى: «هر تنى چشنده مرگ است و جز اين نيست كه شما تمام داده مىشويد مزدهاى خود را در روز قيامت.
پس، هر كه دور گردانيده شود از آتش دوزخ، و در آورده شود در بهشت، پس به حقيقت كه رستگار گرديده، و به مراد و مقصود خويش رسيده، و نيست زندگانى دنيا، مگر برخوردارى
[١]. آل عمران، ١٨٥.