تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨١
شدند، يا به مثل آنچه ترسانيده شدند به آن، پدران ايشان. پس ايشان بى خبرانند از خدا و از رسول و وعده عقاب آن جناب: «لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ»، يعنى: هر آينه به حقيقت كه واجب و ثابت شد گفتار ما به عذاب بر بيشتر ايشان». و حضرت فرمود: «از آن كسان كه اقرار نمىكنند به ولايت امير المؤمنين و امامان بعد از او عليهم السلام «فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»، يعنى: پس ايشان ايمان نخواهند آورد». حضرت فرمود: «يعنى: به ولايت امير المؤمنين و اوصياى بعد از او، و چون اقرار نكردند، عقوبت ايشان، آن شد كه خدا ذكر فرموده كه: «إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ»[١]، يعنى: به درستى كه ما قرار داديم در گردنهاى ايشان، غُلها و بندها را پس آن غُلها پيوسته شده به زنخدانهاى ايشان به مرتبهاى كه نمىتوانند سرهاى خويش را بجنبانند، پس ايشان سر در هوا ماندگانند و چشم بر هوا ماندگان». و حضرت فرمود: «يعنى: در آتش جهنّم». بعد از آن، فرموده است كه: « «وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ»[٢]، يعنى: و قرار داديم از پيش روى ايشان، بند و پردهاى را و از پس سرِ ايشان، بند و پردهاى را، پس پوشانيديدم چشمهاى ايشان را، پس ايشان نمىبينند چيزى را و قادر نيستند كه بر راست و چپ خود نگاه كنند، و در پيش و پس خويش نظر اندازند».
و حضرت فرمود: «به جهت عقوبتى از جانب خدا براى ايشان از آنجا كه ولايت امير المؤمنين و امامان بعد از او را انكار كردند. و اينكه مذكور شد، در دنيا است و در آخرت، در آتش دوزخ سر در هوا ماندگان خواهند بود. بعد از آن، فرموده است كه: يا محمد، «وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»[٣]، يعنى: و يكسان است بر ايشان، آنكه بترسانى ايشان را يا نترسانى ايشان را، پس ايشان ايمان نمىآورند». و حضرت فرمود: «ايمان نمىآورند به خدا و به ولايت على عليه السلام و كسان بعد از او. و بعد از آن، فرموده كه: «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ»[٤]، يعنى: جز اين نيست كه مىترسانى كسى را كه پيروى كند ذكر را». و حضرت فرمود: «يعنى:
امير المؤمنين عليه السلام را. «وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ»، يعنى: و بترسد از خداوند مهربان به آنچه از او پوشيده است (از امور آخرت، يا در حال غيبت و پنهان از مردمان) پس مژده ده او
[١]. يس، ٨.
[٢]. يس، ٩.
[٣]. يس، ١٠.
[٤]. يس، ١١.