تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٦٩
هلاك خواهند شد».
راوى مىگويد كه عرض كردم: كى مقصود است از قول آن جناب: «إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ»، فرمود كه: «ايشان، شيعيان مايند، و خدا از براى رحمت خود ايشان را آفريده و همين معنى قول آن جناب است كه: «وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ»، مىفرمايد كه: «ايشان را آفريد از براى فرمانبردارى امام، كه رحمتى است» كه در باب آن مىفرمايد: «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ»، يعنى: «و رحمت من به هر چيزى رسيده است». و حضرت فرمود كه: «خدا مىفرمايد كه: امام، مردم را تعليم داده و علم او كه از علم خدا است، فرا گرفته هر چيزى را كه مراد از آن، شيعيان ما است.
بعد از آن فرموده كه: «فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ»[١]، يعنى: «پس زود باشد كه بنويسم و ثابت گردانم آن رحمت را از براى آنان كه پرهيز مىكنند»، و حضرت فرمود: «يعنى: از ولايت غير امام و طاعت او. پس فرموده: «يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ» (و در باب اينكه ائمه، نور خداى تعالىاند، مذكور شد تا آخر آنچه در اينجاست. و اگر چه ظاهر اين است كه ضمير يَجِدُونَهُ به رسول نبى امّى كه در پيش مذكور است، برگردد، ليكن امام عليه السلام فرموده كه) يعنى: پيغمبر صلى الله عليه و آله و وصى و قائم را «يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ» (و ظاهر اين است كه قائم، عطف بر نبى و وصى نباشد، بلكه مبتدا باشد و ما بعد آن خبر و معنى اين باشد كه:) قائم ايشان را امر به معروف مىكند، چون قائم و ظاهر شود، «وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ» (و در قرآن، منكَر به فتح كاف است و ظاهر اين حديث، كسر آن است؛ زيرا كه مىفرمايد:) و منكر كسى است كه فضل امام را انكار كند، و جاحد آن باشد» (و بعضى گفتهاند: كه چون منكَر به فتح كاف، مستلزم منكِر به كسر كاف بود، لهذا منكَر را به منكِر تفسير فرمود)
«وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ»، و حضرت فرمود كه: «طيبات، فرا گرفتن علم است از اهل آن، «وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ»، و خبائث، گفتار كسانى است كه مخالف حق باشند .... «وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ» (و ظاهر اين است كه قرائت حضرت، چون بعضى از قراء، «إِصْرَهُمْ» باشد؛ زيرا كه مىفرمايد:) و آنها گناهانى است كه در آنها و مشغول آنها بودند، پيش از معرفت ايشان به فضل امام، و «وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ»، و اغلال، آن چيزى است كه پيوسته مىگفتند از آنچه به آن مأمور نشده بودند؛ از ترك كردن فضل امام، و چون فضل امام را شناختند، خدا
[١]. اعراف، ١٥٦.