تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٩
گفتيم به فرشتگان كه سجده كنيد براى آدم، پس سجده كردند مگر شيطان كه سرباز زد». بعد از آن به سوى آن حضرت وحى فرمود كه: يا محمد، من امر كردم و اطاعت نشدم، پس تو جزع مكن، چون امر كنى و اطاعت نشوى در باب وصىّ خود».
١١٦١/ ٧٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از حسين بن نُعيم صحّاف روايت كرده است كه گفت: سؤال كردم از امام جعفر صادق عليه السلام از قول خدا: «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ»[١]، فرمود كه: «خداى عزّوجلّ ايمان ايشان را به موالات و دوستى كردن با ما، و كفر ايشان را، به آن، شناخت، در روزى كه بر ايشان عهد و پيمان گرفت و ايشان چون مورچگان ريزه (يا ذرّات هوا) بودند در صلب آدم عليه السلام» (و همين حديث در اول باب گذشت، وليكن آنچه در اينجاست، أصحّ و أحسن است به واسطه دو تقديم و تأخير: يكى در آيه و يكى در آخر حديث).
و حسين راوى مىگويد: و نيز از آن حضرت سؤال كردم از قول خدا: «وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ»[٢]. (و در صدر آيه واو نيز مذكور است، و ترجمه آن اين است كه: «و فرمانبردارى كنيد خدا را و فرمان بريد رسول را (كه محمد است)، پس اگر روى بگردانيد از اطاعت رسول، پس جز اين نيست كه بر فرستاده ما رسانيدنى است هويدا و آشكارا». و حضرت فرمود: «به خدا سوگند، كه هلاك نشد هر كه پيش از شما بوده و هلاك نمىشود هر كه هلاك مىشود، تا قائم ما عليه السلام قيام كند، مگر در باب ترك ولايت ما، و به سبب آن و انكار حق. و رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا بيرون نرفت، تا آنكه حق ما را بر گردنهاى اين امّت گذاشت و لازم ساخت. «وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ»[٣]»، يعنى: «و خدا راه مىنمايد هركه را خواهد به سوى راه راست».
١١٦٢/ ٧٥. محمد بن حسن و على بن محمد، از سهل بن زياد، از موسى بن قاسم بَجَلى، از على بن جعفر، از برادرش امام موسى كاظم عليه السلام روايت كردهاند در قول خداى تعالى: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ»[٤]، كه فرمود: «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ، امام خاموش و ساكت است، و قَصْرٍ مَشِيدٍ، امام سخنگو». و ترجمه آيه اين است كه: «و بسا از چاه معمور پر آب كه باز گذاشته، و دست از آن باز داشته شده (كه كسى از آن آب نمىكشد) و بسا كوشك بلند افراشته» (يا گچكارى كرده
[١]. تغابن، ٢.
[٢]. تغابن، ١٢.
[٣]. بقره، ٢١٣.
[٤]. حج، ٤٥.