تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣٧
به ولايت على عليه السلام و اين ولايت همان يك خصلت است كه خداى تبارك و تعالى فرموده است كه: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ»».
١١٢٩/ ٤٢. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن اورَمه و على بن عبداللَّه، از على بن حسّان، از عبد الرحمان بن كثير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ» (و چنين آيه در قرآن نيست بلى در سوره آل عمران است كه: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ»[١] و در سوره نساء است كه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ»[٢]. و بعضى گفتهاند كه: آنچه در حديث است، اشاره به مضمون هر دو آيه است) و ترجمه آن، اين است: «به درستى كه آنان كه ايمان آوردند، پس كافر شدند، پس باز به توبه كردن ايمان آوردند، پس كافر شدند، پس بيفزودند و زايد نمودند كفر را، هرگز توبه ايشان پذيرفته نخواهد شد». كه و حضرت فرمود كه: «اين آيه نازل شد در شأن فلان و فلان و فلان يعنى ... كه در اول امر پيغمبر صلى الله عليه و آله ايمان آوردند، و كافر شدند در وقتى كه ولايت بر ايشان عرض شد در هنگامى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست، پس به سبب بيعت با امير المؤمنين عليه السلام، ايمان آوردند، بعد از آن، كافر شدند در هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا درگذشت. پس به بيعت اقرار نكردند، بعد از آن، كفر را زياد نمودند به واسطه گرفتن ايشان كسى را كه با آن حضرت بيعت كرده بود به بيعت از براى خويش. پس اين گروه چيزى از ايمان در ايشان باقى نماند».
١١٣٠/ ٤٣. و به همين اسناد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است در قول خداى تعالى: «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى»[٣]، يعنى: «به درستى كه آنان كه برگشتند بر پشتهاى خويش و كافر شدند، بعد از آنكه راه راست از براى ايشان روشن شده بود». كه حضرت فرمود: «فلان و فلان و فلان يعنى ... از ايمان برگشتند به سوى كفر، در ترك كردن ولايت امير المؤمنين عليه السلام».
[١]. آل عمران، ٩٠.
[٢]. نساء، ١٣٧.
[٣]. محمّد، ٢٥.