تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٩
الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ»[١]، يعنى: «اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد، در ظاهر در آييد در دين اسلام، يا سلامتى، همه به يك بار و پيروى مكنيد گامهاى شيطان را (يعنى: وسوسههاى او) به درستى كه شيطان شما را دشمنى است هويدا و آشكارا». و حضرت فرمود: «يعنى: داخل شويد در ولايت ما».
١١١٧/ ٣٠. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از عبداللَّه بن ادريس، از محمد بن سِنان، از مفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه:
قول خدا: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا»[٢]، يعنى: چه؟ فرمود: «مراد، ولايت منسوب به شَبْوَه است».[٣] (يعنى: دوستى خلفاى جور كه چون عقرباند. و اگر شَبَّويه به فتح با نيز باشد، منسوب به سوى شباة است كه به معنى بچه عقرب است. و مىتواند كه منسوب به سوى شبو، بدون ها باشد، و آن به معنى چراغ پا شدن چاروا[٤] است. و در بعضى از نسَخ كافى، چنين است كه: «مراد، ولايت به ايشان (يعنى: خلفاى جور) است»). و ترجمه آيه اين است كه: «بلكه بر مىگزينيد زندگى دنيا، يا نزديكتر را».
«وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى»[٥]، يعنى: «و آخرت بهتر و پايندهتر است». و حضرت فرمود كه:
«مراد از آن، ولايت امير المؤمنين عليه السلام است. «إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى»»[٦] (و ترجمه آن مذكور شد).
١١١٨/ ٣١. احمد بن ادريس، از محمد بن حسّان، از محمد بن على، از عمّار بن مروان، از مُنَخّل، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: « «أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ» محمّدَ «بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ» بمولاة على «اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً» من آل محمّد «كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ»[٧]» (و در قرآن أَ فَكُلَّما در صدر آيه موجود است[٨]، و به جاى محمد، رسول و اسْتَكْبَرْتُمْ بدون فا و بموالاة على و من آل محمد ندارد). و ترجمه آنچه در كافى مذكور است، اين است كه: «آورد شما را محمد آنچه نفسهاى شما آن را خواهش ندارد؛ يعنى: دوستى ورزيدن با على. پس سركشى كرديد و امر و فرمان او را نبرديد. پس گروهى را از آل محمد صلى الله عليه و آله به دروغ نسبت داديد،
[١]. بقره، ٢٠٨.
[٢]. اعلى، ١٦.
[٣]. و شَبْوه به فتح شين و سكون باى ابجد، عقرب است.( مترجم)
[٤]. چارپا و مركب سوارى.
[٥]. اعلى، ١٧.
[٦]. اعلى، ١٨ و ١٩.
[٧]. بقره، ٢٠٨.
[٨]. در اين نسخه موجود مىباشد.