تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١٧
روايت كرده و آن را مرفوع ساخته به سوى ايشان در قول خداى عزّوجلّ: « «وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ»[١] في علي و الائمة «كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا»[٢]».
(و ممكن كه فى علّى و الائمة بيان تقدير و مراد باشد يا جزو آيه. و بر هر تقدير، ما قبل و ما بعد آن در قرآن متصل به يكديگر نيست، بلكه در موضعى از سوره احزاب چنين است كه:
«وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً»[٣] تا آخر آيه، و بعد از چندين آيه، اين است كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى»[٤]، تا آخر) و ترجمه آنچه در حديث است اين است كه: «و نرسد و نسزد شما را آنكه برنجانيد فرستاده خدا را در حق علّى و امامان؛ مانند آنان كه رنجانيدند موسى را. پس خدا او را پاك گردانيد از آنچه گفتند».
١٠٩٧/ ١٠. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از سيّارى، از على بن عبداللَّه روايت كرده است كه گفت: مردى او را سؤال كرد از قول خداى تعالى: «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى»[٥]، يعنى: «پس، هر كه پيروى كند راهنمايى مرا، پس گمراه نشود و در شقاوت و رنج نيفتد». در جواب فرمود كه: «مراد، آن كسى است كه به امامان قائل باشد، و امر ايشان را پيروى كند، و از اطاعت ايشان در نگذرد».
١٠٩٨/ ١١. حسين بن محمد، از معلى بن محمد، از احمد بن محمد بن عبداللَّه روايت كرده و آن را مرفوع ساخته در قول خداى تعالى: «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ* وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ* وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ»[٦]، يعنى: «سوگند مىخورم به اين شهر (يعنى: مكه معظمه) و حال آنكه تو فرود آمدهاى در اين شهر (يا حلالى در آن، كه احكام مُحْرِم بر تو جارى نيست، چنانچه در روز فتح مكه كشتن و اسير كردن بر او حلال بود. يا سوگند نمىخورم به آن و حال آنكه خون تو را در آن حلال مىدانند، و اذيت تو را روا مىدارند، و هيچ رعايت حرمت تو نمىكنند) و سوگند به پدر و آنچه زاد». و حضرت فرمود كه: «مراد، امير المؤمنين عليه السلام است و آنچه از او متولد شدند از امامان».
١٠٩٩/ ١٢. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن اورَمه، و محمد بن عبداللَّه،
[١]. احزاب، ٥٣ و ٦٩.
[٢]. احزاب، ٥٩.
[٣]. احزاب، ٥٣.
[٤]. احزاب، ٥٩.
[٥]. طه، ١٢٣.
[٦]. بلد، ١- ٣.