تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١١
أميرُالمُؤمِنينَ».
(و اين تتمه، در قرآن معهود موجود نيست، و ترجمه و بيان اين آيه، در كتاب ايمان و كفر مىآيد. ان شاء اللَّه).
١٠٨. بابى كه در آن نكتهها و نتفهها است از قرآن كه از نزد خدا فرود آمده در باب ولايت[١]
١٠٨٨/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از بعضى از اصحاب ما، از حنان بن سَدير، از سالم حنّاط كه گفت: به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه: مرا خبر ده از قول خداى تبارك و تعالى: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ* عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ»[٢]. حضرت فرمود كه: «آن، ولايت است از براى امير المؤمنين عليه السلام». و ترجمه ظاهر آيه اين است كه: «فرود آورد جبرئيل اين فرو فرستاده را يا فرو فرستاده خداى تعالى به مصاحبت آن جبرئيل عليه السلام را بر دل تو (يعنى: جبرئيل تو را تلقين آن كرد، بر وجهى كه به آن مأمور بود، بدون تبديل و تغيير و تو آن را از وى فرا گرفتى و در دل خود نگاه داشتى) تا آنكه باشى از بيم كنندگان بندگان (از آنچه بكشاند به سوى عذاب از فعل و ترك؛ همچنان كه بر امم سابقه واقع شد) به زبان عربى هويدا و واضح المعنى».
١٠٨٩/ ٢. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از حَكَم بن مِسكين، از اسحاق بن عمّار، از مردى از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا»[٣] كه آن حضرت فرمود كه: «اين، امانت ولايت امير المؤمنين عليه السلام است». و ترجمه آيه اين است: «به درستى كه ما عرضه داديم امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها، پس سرباز
[١]. و نُكته به ضمّ نون و سكون كاف، نشانه سرانگشت است، يا سر چوب كه بر زمين زنند. و نُتفه بر وزن نُكته، آنچه آن را با انگشت خويش بر كنند؛ خواه گياه باشد و خواه غير آن، يا چيز كمى كه از چيز ديگر جدا مىشود. و مراد، اين است كه آنچه در اين باب ذكر مىشود، نشانهاى است از امر ولايت كه محتاج است به فكر و دقت؛ زيرا كه آنها از بطون و معانى قرآن است كه احتياج به بيان معصوم دارد.
و ولايت، به كسر واو، والى شدن، يعنى: حاكم شدن و ولى و صاحب اختيار كسى شدن، و يار و دوست شدن و يارى و پادشاهى، و به فتح واو، يارى كردن است و مراد از ولايت در اينجا، مرتبه امامت است و امام، ولىّ خدا است و صاحب اختيارى كه او را در امور خلائق صاحب اختيار نموده؛ چنانچه در تحفه حسينيه شرح و بيان آن نمودهام.
[٢]. شعرا، ١٩٣- ١٩٥.
[٣]. احزاب، ٧٢.