تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٠٧
پس حضرت فرمود كه: «اى خدا، به فريادم برس از دست اين جاهل، هر آينه صرف كردن نعمتهاى خدا و اظهار كردن آنها به كردار، به سوى خدا محبوبتر است از اظهار كردن آنها به گفتار؛ و حال آنكه خداى عزّوجلّ فرموده است كه: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ»[١] حديث كن به نعمت پروردگارت و آن را ياد كن».
عاصم عرض كرد كه: يا امير المؤمنين، پس، تو براى چه در طعام خويش اقتصار فرمودهاى بر طعام ناگوار و نان بى نان خورش، و در لباس خويش، اكتفا نمودهاى به جامه درشت و كنده؟ باب نوادر
حضرت فرمود: «واى بر تو، به درستى كه خداى عزّوجلّ، واجب گردانيده است بر امامان حق كه خود را با ضعيفان مردم بسنجند و برابر كنند، تا آنكه فقر فقير بر او زور نياورد و او را تلف نكند». پس عاصم بن زياد عبا را انداخت و جامههاى نرم و پاكيزه پوشيده.
١٠٨٣/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد برقى، از پدرش، از محمد بن يحيى خزّاز، از حمّاد بن عثمان كه گفت: در نزد امام جعفر صادق عليه السلام حاضر بودم كه مردى به آن حضرت عرض كرد كه: خدا تو را به اصلاح آورد، مذكور كردى كه على بن ابى طالب عليه السلام جامه درشت مىپوشيد و پيراهن مىخريد به چهار درم و آن را مىپوشيد و آنچه مانند اين بود، و ما بر تو جامه نو و نفيس مىبينيم؟ حضرت به آن مرد فرمود كه: «على بن ابى طالب، آن جامه را در زمانى مىپوشيد كه كسى آن را بر او انكار نمىكرد، و اگر در مثل اين روزگار مىپوشيد به سبب آن، شهرت مىكرد، و مردم او را مذمّت مىكردند، و بهترين پوششها در هر زمان، پوشش اهل آن زمان است، مگر آنكه قائم ما اهل بيت عليهم السلام چون ظهور كند، مانند جامههاى على عليه السلام مىپوشد، و به روش و طريقه على عليه السلام رفتار مىكند».
١٠٧. باب نوادر
١٠٨٤/ ١. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از احمد بن محمد بن عبداللَّه، از ايّوب بن نوح روايت كرده است كه گفت: امام عليه السلام عطسه كرد و من در خدمت او بودم. عرض كردم كه: فداى تو گردم، به امام چه مىگويند، چون عطسه كند؟ فرمود كه: «مىگويند: صلّى اللَّه عليك، يعنى: خدا بر تو صلوات و رحمت فرستد».
[١]. ضُحى، ١١.