تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩٥
و در روايت ديگر، چنين است كه: «تا آنكه براى رعيت چون پدرِ مهربان باشد».
١٠٧١/ ٩. على بن محمد، از سهل بن زياد، از معاويه بن حُكيم، از محمد بن اسلم، از مردى از طبرستان كه او را محمد مىگفتند، روايت كرده است و گفت كه: معاويه گفت كه: بعد از اين، خود همان طبرىِ محمد نام را ملاقات كردم، پس مرا خبر داد و گفت كه: شنيدم از حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام كه مىفرمود: «گرفتار قرض، هرگاه قرضدار شده باشد، يا از كسى به قرض گرفته باشد-/ و شك و ترديد از معاويه راوى است- يك سال مهلت داده مىشود، پس اگر وسعتى به هم رسانيد كه قادر شد بر اداى آن، خود مىدهد، و اگر نه، امام قرض او را از بيت المال ادا مىكند».
١٠٥. باب در بيان اينكه همه زمين مال امام عليه السلام است
١٠٧٢/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابن محبوب، از هشام بن سالم، از ابو خالد كابلى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «در كتاب على عليه السلام اين را يافتيم كه: «إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[١]، و حضرت در آن كتاب فرموده كه: من و اهل بيت من، آنانيم كه خدا زمين را به ما ميراث داد، و ماييم پرهيزكاران و همه زمين مال ماست. پس، هر كه از مسلمانان، زمينى را احيا كند، بايد كه آن را معمور و آباد نمايد و خراج آن را به امامى كه از اهل بيت من باشد، برساند، و از براى اوست آنچه از خورده باشد. پس، اگر آن را واگذارد، يا ويران كند و مردى از مسلمانان آن را بگيرد بعد از او، و آن را آباد كند و احيا نمايد، پس او سزاوارتر است به آن زمين از آنكه آن را وا گذاشته، و خراج آن را به امامى كه از اهل بيت من باشد، مىرساند، و از براى اوست آنچه از آن خورده باشد، تا حضرت قائم از اهل بيت عليه السلام من ظهور كند با شمشير و آن را جمعآورى نمايد و منع كند آن را از مخالفان و ايشان را از آن بيرون كند؛ چنانچه رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را جمع آورى نمود و منع كرد آن را از مخالفان، مگر آنچه در دست شيعيان ما باشد، كه آن حضرت با ايشان مقاطعه مىكند و قراردادى بنا مىگذارد بر آنچه در دست ايشان است و زمين را در دست ايشان وا مىگذارد».
[١]. اعراف، ١٢٨. يعنى به درستى كه زمين از براى خدا و ملك اوست، ميراث مىدهد يعنى آن را مىبخشد بدونعوض به هر كه مىخواهد از بندگان خود و سرانجام نيكو و عاقبت كار از براى پرهيزكاران است( مترجم)