تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٧
يا خُلقها و خوهاى نيكو. به درستى كه خدا از شيعيان ما پيمان گرفته، چنانچه بر فرزندان آدم گرفته در روز الَست، كه (از روى تقرير به ايشان فرمود كه): «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ»[١] (و مراد، اين است كه البته من پروردگار شمايم). پس هر كه براى ما به پيمان خويش وفا كند، خدا براى او به بهشت وفا خواهد كرد، و هر كه ما را دشمن دارد و حق ما را به ما نرساند، در آتش جهنم هميشه مُخَلّد خواهد بود».
١٠٥٦/ ٤. محمد بن يحيى و غير او، از محمد بن احمد، از بعضى از اصحاب ما روايت كردهاند كه گفت: عريضهاى به خدمت امام على نقى عليه السلام صاحب شهر عسكر (يعنى: سرّ من رأى) نوشتم به اين مضمون كه فداى تو گردم، چيست معنى قول امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «حديث شما را بر نمىدارد هيچ فرشته مقرّب، و نه پيغمبر مرسل، و نه مؤمنى كه خدا دل او را از براى ايمان آزموده باشد»؟ جواب آن حضرت آمد كه: «جز اين نيست كه معنى قول حضرت صادق عليه السلام (يعنى: آنچه فرموده كه هيچ فرشته و پيغمبر و مؤمنى آن را برنمىدارد) آن است كه فرشته، آن را بر نمىدارد تا بيرون آورد آن را به سوى فرشتهاى غير از خود، و پيغمبر آن را بر نمىدارد، تا بيرون آورد آن را به سوى پيغمبرى غير از خود، و مؤمن آن را بر نمىدارد، تا بيرون آورد به سوى مؤمنى غير از خود. و اينك معنى قول جدّ من است» (و حاصل سؤال و جواب اين است كه سائل سؤال نمود كه: اين حديث، با احاديث پيش نمىسازد، و حضرت جواب فرمود كه: برداشتن در اين حديث، به معنى تصديق و فهميدن آن نيست؛ چنانچه در احاديث پيش چنين است، بلكه به معنى نگاه داشتن و ظاهر نكردن است).
١٠٥٧/ ٥. احمد بن محمد، از محمد بن حسين، از منصور بن عباس، از صفوان بن يحيى، از عبداللَّه بن مُسكان، از محمد بن عبد الخالق و ابو بصير روايت كرده است كه ابو بصير گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اى ابا محمد، به خدا سوگند، كه در نزد ما است سِرّى از اسرار خدا و علمى از علوم خدا، كه هيچ فرشته مقرّب و پيغمبر مرسل، و مؤمنى كه خدا دل او را از براى ايمان آزموده، نمىتواند كه آن را بردارد. و به خدا سوگند، كه خدا غير از ما كسى را به آن تكليف ننموده، و غير از ما كسى را به آن طلب بندگى نفرموده، و به درستىكه
[١]. اعراف، ١٧٢. يعنى: آيا من پروردگار شما نيستم( مترجم)