تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥٣
به آنچه نذر كرده باشند، از حج و غير آن از طاعت كه در اين ايام در مكه به جا مىآورند)، بعد از آن، به ما بگذرند و ما را به ولايت خويش خبر دهند و بر ما يارى و هوادارى كنند».
١٠٢٨/ ٣. على بن ابراهيم، از صالح بن سِندى، از جعفر بن بشير؛
و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابن فضّال، همه از ابى جميله، از خالد بن عمّار، از سَدير روايت كردهاند كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام- در حالى كه آن حضرت داخل مسجد مكه مىشد و من بيرون مىآمدم- پس دست مرا گرفت و رو به خانه كعبه كرد و فرمود كه: «اى سَدير، مردم مأمور نشدهاند، مگر به اينكه بيايند به نزد اين سنگها و بر دور آن بگردند، بعد از آن، به نزد ما آيند و ولايت و دوستى خود را كه به ما دارند، اعلام كنند به نزد اين سنگها، و اين است معنى قول خدا: «وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى»[١]» (كه ترجمهاش مذكور شد).
پس حضرت به دست خويش اشاره به سينه خود فرمود و فرمود: «يعنى: هدايت يافت به ولايت و امامت ما». پس فرمود كه: «اى سَدير، آيا مىخواهى كه راهزنان و منع كنندگان مردم را از دين خدا در اين زمان به تو بنمايم» و نظر فرمود به سوى ابو حنيفه و سفيان ثورى- و ايشان در مسجد حلقه زده بودند- پس فرمود كه: «اين گروهند كه مردمان را از دين خدا باز مىدارند، بى آنكه هدايتى از جانب خدا يافته باشند، و بى آنكه كتابى داشته باشند هويدا كه به آن عمل نمايند. به درستى كه اين گروه كه از هر كسى خبيثترند، اگر در خانههاى خود مىنشستند، البته مردمان جولان مىزدند و كسى را نمىيافتند كه ايشان را خبر دهد از خداى تبارك و تعالى و از رسول خدا صلى الله عليه و آله تا آنكه به نزد ما مىآمدند، پس ما ايشان را از جانب خداى تبارك و تعالى و از جانب رسول او صلى الله عليه و آله خبر مىداديم».
٩٧. باب در بيان اينكه فرشتگان داخل خانههاى ائمه مىشوند و پا بر روى فرشهاى ايشان مىگذارند و خبرها براى ايشان مىآورند عليهم السلام
١٠٢٩/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از ابن سِنان، از مِسمع كِردين بصرى كه گفت: عادتم اين بود كه در شبانه روز زياده از يك مرتبه، چيزى نمىخوردم و با وجود اين، بسا بود كه رخصت مىطلبيدم و به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام مىرسيدم و
[١]. طه، ٨٢.