تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥١
لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ»» حضرت فرمود: «از آنچه حكم كرده با ايشان آن كشتن و عفو كردن و «يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً» و گردن نهند گردن نهادنى».
١٠٢٥/ ٨. احمد بن مهران- رحمه اللَّه- از عبدالعظيم حسنى، از على بن اسباط، از على بن عُقبه، از حَكَم بن ايمن، از ابو بصير روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»[١] تا آخر آيه (كه با ترجمه در اول كتاب گذشت). حضرت فرمود كه: «ايشان، آنانند كه براى آل محمد، تسليم مىكنند آنان كه چون حديث را بشنوند، در آن زياد نكنند و از آن كم نكنند و آن را بياورند چنانچه شنيدهاند».
٩٦. باب در بيان اينكه آنچه واجب است بر مردم، بعد از آنكه افعال و اعمال حجّ خود را به جا آورند، آن است كه به خدمت امام آيند و او را از مسائل دين خويش سؤال كنند، و ولايت و دوستى خويش را به ايشان يا به هر يك از ائمه اعلام كنند
١٠٢٦/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از ابن اذينه، از فُضيل، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: حضرت به جانب مردم نظر كرد كه در دور خانه كعبه طواف مىكردند، فرمود كه: «در زمان جاهليت هم چنين طواف مىكردند. جز اين نيست كه مأمور شدهاند به اينكه به دور آن طواف كنند، پس كوچ كنند و بيايند به سوى ما و ولايت و دوستى خود را به ما اعلام كنند و بر ما عرض يارى و هوادارى نمايند». پس اين آيه را خواند كه: «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ»[٢] (و در قرآن فاجعل با فا است)، يعنى: «پس بگردان دلهاى چند از مردمان را كه به كشش محبت بشتابند و ميل كنند به سوى ايشان (يعنى: ائمه كه ذريه ابراهيم عليه السلام اند) از غايت شوق».
١٠٢٧/ ٢. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از على بن اسباط، از داود بن نعمان، از ابو عبيده روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام در حالى كه مردم را در مكّه ديد، و ديد آنچه را كه مىكردند كه فرمود: «اين كردار، چون كردار جاهليت است. به خدا سوگند، كه به اين مأمور نشدهاند، و مأمور نشدهاند، مگر اينكه مناسك حج بگذارند (از سر تراشيدن و ناخن گرفتن و غير آن از اعمال حج)، و بايد كه به نذرهاى خود وفا كنند (يعنى:
[١]. زمر، ١٨.
[٢]. ابراهيم، ٣٧.