تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٧٧
٩٤٥/ ٥. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از حسن بن على خزّاز، از عبدالكريم بن عَمرو خَثعمى، از فُضيل بن يسار، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: آيا اين امر را وقت معينى هست؟ سه مرتبه فرمود كه: «وقتگويان، دروغ گفتند. به درستى كه موسى بن عمران عليه السلام چون بيرون رفت كه بر پروردگار خويش وارد شود، بنىاسرائيل را سى روز وعده داد و چون خدا او را بر سى روز، ده روز زياد كرد، قومش گفتند كه: موسى با ما خُلف وعده نمود. پس، كردند آنچه كردند. و چون ما شما را حديثى بگوييم و آن امر بر طريقهاى كه شما را حديث كردهايم واقع شود، بگوييد كه خدا راست فرمود، و چون شما را خبرى دهيم، و بر خلاف آنچه شما را به آن حديث نمودهايم واقع شود، بگوييد كه خدا راست فرمود تا دو مرتبه شما را مزد دهد».
٩٤٦/ ٦. محمد بن يحيى و احمد بن ادريس، از محمد بن احمد، از سيّارى، از حسن بن على بن يقطين، از برادرش حسين، از پدرش على بن يقطين روايت كرده است كه گفت: امام موسى كاظم عليه السلام به من فرمود كه: «مدت دويست سال، شيعيان ما به آرزوها پرورش مىيابند».
راوى مىگويد كه: يقطين به پسر خود على بن يقطين گفت كه: چيست حال ما كه گفته شد براى ما، و تحقق به هم رسانيد، و براى شما گفته شد و تحقق نيافت (حاصل مراد، آنكه يقطين كه از پيروان بنىعباس بود، به پسرش على كه از خواصّ اصحاب حضرت امام موسى كاظم عليه السلام بود، بحث كرد كه چرا آنچه در باب دولت ما مذكور شد، به ظهور پيوست و بدا در آن اتفاق نيفتاد، و آنچه در باب دولت شما مذكور شد، به ظهور نپيوست و در آن بدا اتفاق افتاد؟).
راوى مىگويد كه: على به پدر خويش گفت: به درستى كه آنچه براى ما و شما گفته شد، از يك جا بيرون آمد؛ غير از آنكه امر شما هنگامش رسيده بود. پس خالص آن به شما عطا شد؛ چنانچه براى شما گفته شده بود. و هنگام امر ما نرسيده بود، پس ما را به آرزوها مشغول ساختند. و اگر به ما مىگفتند كه اين امر نمىباشد تا دويست سال يا سيصد سال، دلها قساوت به هم مىرسانيد، و هر آينه همه يا بيشتر مردمان از دين اسلام بر مىگشتند، وليكن گفتند كه:
اين امر چه سريع و چه نزديك است، به جهت جمع شدن دلهاى مردم و نزديك ساختن فَرج و رفتن غم و اندوه.
٩٤٧/ ٧. حسين بن محمد، از جعفر بن محمد، از قاسم بن اسماعيل انبارى، از حسن بن على، از ابراهيم بن مِهزم، از پدرش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: در