تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٣
جعفر بن زيد بن موسى، از پدرش، از پدرانش عليهم السلام كه گفتند:
«روزى ام اسلم به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، و آن حضرت در آن روز در منزل ام سَلمه تشريف داشت، و از امّ سلمه احوال رسول خدا را پرسيد. گفت: در پى بعضى از حاجتهاى خود تشريف برده، و دراين ساعت مىآيد. ام اسلم در نزد امّ سلمه انتظار آن حضرت برد تا تشريف آورد. پس به حضرت عرض كرد كه: يا رسول اللَّه، پدر و مادرم فداى تو باد، به درستى كه من كتابهاى آسمانى را خواندهام و هر پيغمبر و وصىّ را دانستهام، و موسى را وصيى بود در حيات او، و وصيى بود بعد از وفات او، و همچنين عيسى؛ پس وصىّ تو كيست يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله؟ پيغمبر به امّ اسلم فرمود كه: اى امّ اسلم، وصىّ من در حال حيات و بعد از وفات من، يكى است.
بعد از آن، فرمود كه: اى ام اسلم، هر كه مثل آنچه من كردم بكند، وصىّ من است.
پس دست خود را به سوى سنگريزهاى برد و از زمين برداشت و با انگشت خويش آن را مالش داد و آن را مانند آرد گردانيد، پس آن را خمير كرد و به مهر خود آن را مهر كرد، و فرمود كه: هر كه مثل اين كار بكند كه من كردم، وصىّ من است در حيات و بعد از وفات من.
ام اسلم مىگويد كه: از نزد آن حضرت بيرون رفتم و به خدمت امير المؤمنين عليه السلام آمدم و عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو باد، تو وصىّ رسول خدايى صلى الله عليه و آله؟ فرمود: آرى اى ام اسلم، پس دست خويش را به سوى سنگريزه برد و آن را برداشت و مالش داد تا آن را چون صورت آرد گردانيد، پس آن را خمير كرد و به مهر خود آن را مهر كرد، و فرمود كه: اى ام اسلم، هر كه مثل اين كار كه من كردم بكند، وصىّ من است.
پس به خدمت امام حسن عليه السلام آمدم و آن حضرت پسرى بود كه ريش بيرون نياورده بود و به آن حضرت عرض كردم كه: اى آقاى من، تويى وصىّ پدر خود؟ فرمود: آرى اى ام اسلم، پس دست خود را به جانب سنگريزه برد و آن را برداشت و با آن، كرد مانند آنچه پيغمبر و امير المؤمنين كرده بودند، بعد از آن، از نزد او بيرون رفتم و به خدمت امام حسين عليه السلام آمدم، و من سن آن حضرت را بسيار كم مىشمردم، پس به آن حضرت عرض كردم كه: پدر و مادرم فداى تو باد، تويى وصىّ برادر خود؟ فرمود: آرى اى ام اسلم، سنگريزه به نزد من آور. بعد از آنكه آوردم، مانند آنچه جدّ و پدر و برادرش كرده بودند، كرد.
ام اسلم زنده بود تا به خدمت على بن الحسين عليه السلام رسيد، در وقتى كه آن حضرت از