تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٠٧
مِهْجع بن صلت بن عُقبة بن سِمعان بن غانم بن امّ غانم است. و امّ غانم، همان زن اعرابيه يمنيه است كه صاحب سنگريزه بود كه امير المؤمنين عليه السلام و فرزندزادههاى آن حضرت، در آن مهر زدند، تا زمان امام رضا عليه السلام (و بعضى گفتهاند كه احتمال بعيدى دارد كه مراد، تا زمان امام على نقى عليه السلام باشد).
٩٢٦/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از على بن رئاب، از ابو عُبيده و زراره هر دو، روايت كرده است از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «چون امام حسين عليه السلام شهيد شد، محمد بن حنفيه به نزد على بن الحسين عليهما السلام فرستاد و چون آن حضرت تشريف آورد، محمد با او خلوت كرد، و به آن حضرت عرض كرد كه: اى پسر برادر من، تو مىدانى (يا من مىدانم)، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله، وصيت و امامت را بعد از خود، به امير المؤمنين عليه السلام تسليم فرمود. بعد از آن، به امام حسن، پس به امام حسين عليهما السلام تسليم شد، و پدر تو-/ كه خدا از او راضى باشد، و بر روح او صلوات فرستد-/ شهيد شد و وصيت نكرد، و تو مىدانى كه من، عموى توام و اصل من، با اصل پدر تو يكى است؛ چنانچه دو درخت خرما از يك ريشه بر آيند، و من به سبب آنكه از على عليه السلام بلاواسطه متولد شدهام، با سنى كه دارم و پيش از تو بودهام، به امامت از تو سزاوارترم، با وجود آنكه تو تازه سن و جوانى. پس در باب وصيت و امامت، با من منازعه و گفتوگو مكن.
حضرت على بن الحسين عليهما السلام فرمود كه: اى عمو، از خدا بترس و ادعا مكن آنچه را كه براى تو درست نيست. «به درستى كه من، تو را پند مىدهم تا آنكه از جمله جاهلان نباشى».[١] اى عمو، به درستى كه پدرم- صلوات اللَّه عليه- مرا وصىّ گردانيد، پيش از آنكه به جانب كربلا توجه فرمايد، و در اين امر، با من عهد كرد و وصيت فرمود، يك ساعت پيش از آنكه شهيد شود. و اينك سلاح رسول خداست صلى الله عليه و آله كه در نزد من است، پس متعرض اين امر مشو كه من بر تو مىترسم از نقصان عمر و پراكندگى حال.
به درستى كه خداى عزّوجلّ وصيت و امامت را در فرزند امام حسين عليه السلام قرار داده. پس اگر خواهى كه اين را بدانى، بيا با ما به نزد حجر الاسود تا به سوى آن محاكمه كنيم، و اين مرافعه را به نزد آن بريم، و آن را ازين امر سؤال كنيم».
[١]. هود، ٤٦.