تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥
بهرهاى نيست غير از ما».
٧٦١/ ٣. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از احمد بن محمد، از حسن بن محمد هاشمى، از پدرش، از احمد بن عيسى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا»[١]، كه آن حضرت فرمود: «جز اين نيست كه مقصود از وَلِيُّكُمُ، أولى بكم است، يعنى: احقّ و سزاوارتر به شما و به امور شما از نفسهاى شما و مالهاى شما، خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورند، يعنى: على و اولاد او كه ائمّهاند عليهم السلام تا روز قيامت.
بعد از آن، خداى عزّوجلّ ايشان را وصف نموده و فرموده كه: «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»[٢]. و امير المؤمنين عليه السلام در نماز ظهر بود و دو ركعت را گذارده بود، و آن حضرت در ركوع بود، و بر او حلّه بود كه قيمت آن هزار دينار شرعى بود (كه به حساب اين زمان، از قرار طلا مثقالى يك تومان و يك هزار و دويست دينار فلوس، هفتصد و چهل تومان مىشود؛ زيرا كه دينار شرعى، يك مثقال شرعى طلاى مسكوك است و آن، سه چهار يك مثقال صيرفى باشد). و پيغمبر صلى الله عليه و آله آن حُلّه را به على عليه السلام پوشانيده بود، و نجاشى آن را به رسم هديه از براى آن حضرت فرستاده بود. پس سائلى آمد و عرض كرد كه: سلام بر تو باد اى ولىّ خدا، و سزاوارتر به مؤمنان از نفسهاى ايشان، بر گدا تصدّق فرما. حضرت آن حُلّه را به جانب سائل افكند، و به دست خويش اشاره به سوى او فرمود كه: اين را بردار.
بعد از آن، خداى عزّوجلّ اين آيه را در شأن او فرو فرستاد و نعمت اولاد او را به نعمت او جفت و قرين گردانيد.
پس هر كه از اولاد آن حضرت، به مبلغ امامت رسيدند، به اين نعمت و اين صفت متّصف مىباشند، پس تصدّق مىكنند و حال آنكه ايشان ركوع كنندگانند. و آن سائلى كه از امير المؤمنين عليه السلام سؤال نمود، از فرشتگان بود، و كسانى كه از امامان از فرزندان آن حضرت سؤال مىكنند، از فرشتگان مىباشند».
٧٦٢/ ٤. على بن ابراهيم روايت كرده است از پدرش، از ابن ابى عمير، از ابن اذينه، از زراره و فُضيل بن يسار و بُكير بن اعين و محمد بن مسلم و بُريد بن معاويه و ابوالجارود
[١]. مائده، ٥٥.
[٢]. مائده، ٥٥.