مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٤٤ - ٤ رسالة فى مباحث الحمل
امكان ذاتى است كه براى ماهيات ممكنه و اعيان ثابته با تحليل عقل موجود است. لذا قضيه «ماهيت ممكن است» قضيه حمليه غيربتيه است. (ذاتى به معناى اول همان خارج المحمول و المحمول من صميمه است) معناى دوم ذاتى: مقتضى ذات شئ است مثلا زوجيت ذاتى چهار، حرارت ذاتى آتش و برودت ذاتى آب است. معناى سوم ذاتى: آنچه كه از حقيقت شئ خارج نيست و بر اين معنى به طبيعت نوعيه و جنس و فصل و حتى بر وجود اطلاق مىشود مثلا گفته مىشود: وجود خاص ذاتى واجب الوجود است. معناى چهارم:
آنچه خارج از ماهيت نوعيه نيست، واضح است كه ذاتى به اين معنى به وجود اطلاق نمىشود. معناى پنجم ذاتى: آنچه داخل در ماهيت شىء است يعنى جزو محمول است (جنس و فصل- ذاتى در باب كليات خمس). معناى ششم ذاتى: ذاتى باب برهان منطق كه اعم از ذاتى باب ايساغوبى منطق است، زيرا علاوه بر شمول آن نسبت به ذاتى به معناى پنجم، اعراض ذاتيه را نيز شامل مىشود، يعنى محمولاتى كه لحوقشان به موضوع به حسب ذات آن موضوعات است يعنى آن موضوعات چنين اعراضى را اقتضا مىكنند، پس ذاتى به اين معنى محمولى است كه به سبب امر اعم يا اخص به موضوع ملحق نمىشود. معناى هفتم ذاتى: كه جامع معناى پنجم و ششم است: يا محمول مأخوذ در حد موضوع باشد يا موضوع مأخوذ در حد محمول باشد. [آيا اين همان معناى ششم ذاتى نيست؟!] معناى هشتم ذاتى: آنچه داخل در حد موضوع است يا موضوع يا مقومات موضوع بالمعنى الاعم از مقوم مذكور در فن ايساغوبى، در حد آن اخذ شود، بشرط اينكه آن مقوم خارج از موضوع علم نباشد. اين معناى از ذاتى در تمايز علوم مورد استعمال قرار مىگيرد. معناى نهم ذاتى:
اعراض منتزعه از حقائق عينيه و هويات شخصيه اولا و بالذات ذاتيات خوانده مىشود و اعراض منتزع ثانيا و بالعرض عرضيات. در انتزاع ذاتى به اين معنى غير از هويت شئ، وساطت امر ديگر لازم نيست، در اين انتزاع حيثيت تقييديه واسطه نمىشود. حكيم مؤسس آنگاه به تفصيل براى اقسام مختلف ذاتى مثال ارائه مىكند.
مسئله هشتم: حمل مفهومى بر مفهوم ديگر از بركات اصالت وجود است. به بيان ديگر حمل شايع از فروع اصالت وجود مىباشد. بنابراين تحقق صدق بين معانى، منحصر در حمل شايع است كه مفاد آن اتحاد در وجود مىباشد. لذا وجود واحد ممكن است وجود