مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٥١٧ - ١١ - شك و تحصيل
حاصل سؤال آنست كه: اگر وجود بنفس خود موجود باشد در تحقق و وجود بغير خود محتاج نخواهد بود، پس هر وجود واجب الوجود بذاته خواهد بود زيرا كه معنى واجب الوجود موجود بذاته متحقق بنفسه است. و حاصل جواب آنست كه معنى متحقق بنفسه اعم مطلق است از معنى واجب الوجود بنفسه و عام مستلزم خاص نيست. بيانش آنست كه معنى دوم آنست كه وجود در تحقق و صاحب حقيقت بودن محتاج نيست بوجود ديگر كه قايم باشد باو، بلكه موجوديت و تحقق او بنفس ذات اوست، نه بامر زايد بر ذات او، پس در موجوديت محتاج نيست بقابلى و مقبولى بلكه قابل و مقبول و وجود و انوجاد در موجوديت وجود شى واحد است و از اين معنى لازم نمىآيد كه در موجوديت و تحقق نفس خود بفاعل نيز محتاج نباشد بلكه اين معنى اعم است از اينكه او از جانب نفس خود موجود باشد، چنانكه در وجودات ممكنات چنين است، خلاصه كلام معنى موجوديت وجود بنفسه آنست كه وجود بنفس ذات خود مصداق مفهوم موجود باشد بدون احتياج بانضمام امرى يا حيثيتى باو، و اين معنى اقتضا نمىكند كه مستحق باشد حمل مفهوم موجود را بر ذات خود با قطع نظر از جعل جاعل، بلكه اعم است از اينكه صادق باشد بر او مفهوم موجود با قطع نظر از جميع حيثيات تعليليه و تقييديه، و از اينكه صادق باشد بر او آن مفهوم با قطع نظر از حيثيات تقييديه انضماميه و اعتباريه پس آن قضيه كه در موجوديت وجود منعقد مىشود ذاتيه ازليه يا ضروريه ذاتيه فقط خواهد بود، بخلاف غير وجود زيرا كه قضيه منعقده در موجوديت او از ضرورت مطلقا خاليست چه در موجوديت بفاعل و قابل هر دو محتاجست، متأمل باش. [١]
[١]. م/ ٥٣.