مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٤٣ - ٤ رسالة فى مباحث الحمل
اقسامى دارد، از قبيل نوعيت و جنسيت، حمل نيز اقسامى دارد. اما يكى از اقسام حمل، يعنى اتحاد در وجود از ميان اقسام حمل مشهور شده است، اما نبايد فراموش كرد كه حمل منحصر در اتحاد در وجود نيست. اين اتحاد در وجود به دوگونه ممكن است: يكى اينكه موضوع و محمول هر دو حقيقة موجود باشند، (مثال آن حمل ذاتيات بر موجودات)، يا اينكه يكى از آن دو بالذات و ديگرى بالعرض موجود باشد. (مثال آن حمل اعتبارات بر موجودات). آقا على سپس به دفاع از محقق دوانى به نقد اعتراضات سيد سند مىپردازد.
ششمين مسئله مباحث حمل تفكيك معانى مختلف «ذات» در فلسفه است. آقا على در پژوهشى عالمانه پنج معنى متفاوت براى ذات در فلسفه يافته است:
معناى اول ذات تمام ماهيت شى يعنى نوع است. معناى دوم ذات، قائم به نفس است لذا به اين معنى بر اعراض، صور حالّ در مواد و معانى ناعتى اطلاق نمىشود. معناى سوم ذات هويت شخصيه است (چه واجب، چه ممكن، از جواهر يا از اعراض). معناى چهارم ذات امرى است كه استقلالا مىتوان از آن خبر داد، حال آنكه صفت چنين نيست. مراد متكلمين از ذات همين معناى چهارم است چرا كه ذات را به موجود و معدوم تقسيم مىكنند و به چيزى بنام حال بين موجود و معدوم قائل مىشوند. معناى پنجم ذات همان است كه مدخول حيث، جهت وباء واقع مىشود (من حيث الذات، من جهة الذات، و بالذات) و مقصود از آن حاق شئ با قطع نظر از امور خارج از آن است. بنابراين به امورى گفته مىشود كه با نظر اولى به حاق حقيقت شئ براى آن اثبات مىشوند، و براى آن بالذات ثابت هستند. به بيان ديگر محمولى كه براى موضوع با ملاحظه امرى وراى حد نفس آن موضوع ثابت مىشود، «بالعرض» خوانده مىشود و محمولى كه براى موضوع بدون ملاحظه امرى وراى آن، ثابت مىشود، بالذات گفته مىشود.
در هفتمين مسئله حكيم مؤسس با دقت و نكتهسنجى تمام به تفكيك نه معناى متفاوت از «ذاتى» مىپردازد: معناى اول ذاتى: آنچه شئ به حسب ذاتش در تحقق آن كافى است، ذاتى به اين معنى مىتواند داراى حقيقت خارجى يا فاقد حقيقت خارجى يعنى اعتبارى باشد. مثال اول وجوب ذاتى كه وجود خداوند تعالى براى تحقق آن كافى است و داراى حقيقت خارجى است (همان وجود واجب تعالى بنفسه واجب است)، مثال دوم: