مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٥١٠ - ٣ - ثمرة الهية و نتيجة كلامية
عبارت از ضرورت عدم است [١]، و اين معنى را تنافى ذاتى و انفصال حقيقى لزومى است نسبت بلا ضرورت عدم، خواه اين لا ضرورت در ضمن ضرورت وجود كه معنى وجوب است تحقق پذيرد، يا در ضمن لا ضرورت طرفين كه معنى امكان است تعين گيرد، پس ظاهر شد كه يك انفصال باعتبار لا ضرورت عدم حاصل است وجود متحقق، و انفصال ديگر باعتبار لا ضرورت عدم حاصل است. از اين بيان باندك تأملى ظاهر مىشود كه انفصال حقيقى وراى اين دو انفصال از براى امكان نسبت بوجوب و امتناع متصور نيست. دقت كن كه اندك دقيق است. [٢]
[٢- لمعة الهية، علت احتياج ممكن به سبب تنها امكان است]
[٢] قوله «اگر گويند امكان نيز مؤخر است از وجود، زيرا كه امكان ...» [٣]
مخفى نماناد كه امكان اگرچه كيفيت نسبت وجود است بماهيت، ليكن آن نسبت، تساوى ماهيت و عرائى آنست از وجود، نه اتصاف و خلط آن است بوجود. و. چه بسيار فرق است در ميانه اين دو معنى، چه در صورت دوم آن نسبت متأخر است از وجود، بخلاف صورت اول، پس كيفيت نسبت نيز در صورت دوم متأخر و در صورت اول متقدم است، ليكن اين تقدم و تأخر، نه در خارج و واقع است بلكه در تعمل. بيان اينكه افتقار و احتياج ذاتى ممكناتست عقل و اعتبار آنست ليكن تعمل و اعتبارى مطابق نفس الامر نه مخالف آن، از اينجاست كه والد علامه «قدس سره» مىفرمايد كه در تحقق معنى امكان ملاحظه مفهوم وجود كافيست. [٤]
[٣- ثمرة الهية و نتيجة كلامية]
[٣] قوله «مگر اينكه انفس ماهيات امكانية ...» [٥]
ليكن امكان در وجودات بمعناى ديگر است زيرا كه هر وجود بضرورت ذاتيه موجود
[١]. لمعات، ٨/ ٨.
[٢]. م/ ٦.
[٣]. ١٧/ ١٨.
[٤]. م/ ١٣.
[٥]. ٢٠/ ٩.