بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٩ - استنتاج
زندگى بر روى انسان و محروم ماندن انسان از روح توكّل واقعى.
بلكه براى رسيدن به مقصود بايد حركت كرد، بايد از امكانات و عوامل طبيعى كمك گرفت، البته با اين اعتقاد كه قدرت و اثر اسباب از خداى مسبّب الأسباب است. با چنين اعتقادى توكّل اسلامى شكل مىگيرد و متوكّل واقعى در مسير هدايت قرار خواهد گرفت.
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا ...[١]
«چرا ما به خدا توكل نكنيم با اينكه ما را به راههاى- سعادت- رهبرى كرده است.»
*** مولانا در اين حكايت، دعواى زن و مردى را مطرح مىكند كه زن اهل «توسّل» است و مرد اهل «توكّل» و نتيجهاى از دعواى آنان را بيان مىكند كه ما قبل از بيان نتيجه مولانا مىپردازيم به تفسير عرفانى اين حكايت.
مرد اعرابى، كنايه است از عقل انسان متوكّل
زن اعرابى، كنايه است از نفس آزمند انسان
سبوى اعرابى، كنايه است از وجود محدود انسان
آب باران داخل سبو، كنايه است از رشحاتى از فضايل انسانى و الهى
خليفه، كنايه است از حاكميت حضرت حق
دجله، نمادى است از الطاف بيكران حضرت حق
جواهرات در سبو، كنايه است از فضايل و ارزشهاى الهى و انسانى.
نفس آزمند و حريص انسان كه همواره از فقر و تهىدستى و كمبود امكانات و لذّتهاى مادى در هراس و وحشت است، در پى تحريص عقل برمىآيد تا او را در كسب معاش بيشتر و فراهم آوردن آيندهاى مطمئنتر تشويق كند.
عقل كه اعتقاد به توكّل و اعتماد به رازقيّت حضرت حق دارد، ابتدا به سخنان
[١] - ابراهيم: ١٢